امام عليه السّلام از آيندهء تاريك و درد و رنجهاى فراوانى كه در اثر دست برداشتن از يارى حق بر امت اسلامى وارد مىشد ، به امت اسلامى هشدار داد و فرمود :
به هوش باشيد ! به زودى خوارى و ذلّت سراسر وجودتان را فرا خواهد گرفت و به شمشيرى برّنده گرفتار خواهيد شد ، جمعيّت شما را پراكنده مىسازند و چشمانتان را اشكبار خواهند نمود ، فقر و تنگدستى وارد خانههايتان خواهد شد ، ديرى نمىپايد كه آرزو مىكنيد كاش مرا مىديديد و ياريم مىكرديد ، به زودى درخواهيد يافت آنچه را به شما مىگويم ، حقيقت است . « 1 »
آخرين تلاشهاى امام عليه السّلام
پس از آشفتگىهاى متعدد اوضاع و موفقيّت معاويه در ايجاد فساد و انتشار رعب و وحشت در گوشه و كنار دولت اسلامى ، امام عليه السّلام تصميم گرفت دست به حملهء وسيعى بزند و امّت را به قيام وادارد . ازاينرو ، با مخاطب قرار دادن مردم ، آنها را مورد تهديد قرار داد و فرمود :
مردم ! از نكوهش و گفتوگوى با شما خسته شدم ، موضع خود را برايم روشن نماييد كه چه مىخواهيد بكنيد ، اگر براى رويارويى با دشمنانم مرا همراهى مىكنيد ، كه چه بهتر و گرنه تصميم خود را براى من روشن كنيد ، به خدا سوگند ! اگر شما همگى براى مبارزهء با دشمنانتان مرا همراهى نكنيد كه خداوند ميان من و آنها داورى كند ، كه او بهترين داوران است ، قطعا شما را نفرين خواهم كرد و اگر تنها ده تن ياور داشته باشم به جنگ دشمن خواهم رفت . « 2 »
اين تهديد قاطعانه ، ضمير و وجدان مردم را بيدار كرد و مطمئن شدند كه
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف 1 / 200 ، نهج البلاغه سخن 58 .
( 2 ) . سيرة الائمة الاثنى عشر 1 / 451 به نقل از بلاذرى در انساب الاشراف .