تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
چيست ؟ مرا از آن آگاه ساز ، اگر واقعا آن موضوع سخن بيهوده‌اى باشد ، مطمئن باش فردى نظير من بيهوده‌گويى را از خود دور مىسازد و اگر سخن حقى است بنابراين ، به واسطهء آن از مقام و مرتبه‌ام نزد تو كاسته نمىشود . عمر گفت : به من خبر رسيده تو همواره مىگويى : خلافت از سر حسد و جور و ستم از ما گرفته شد . ابن عباس بىآنكه از جاى خود حركت كند بىدرنگ در پاسخ گفت : آرى ، از سر حسد اين كار را انجام دادند و حضرت آدم نيز مورد حسد ابليس قرار گرفت و از بهشت رانده شد ، در حق ما نيز جور و ستم روا داشتند . اى امير المؤمنين ! تو به خوبى مىدانى خلافت حق كيست ؟ آيا عرب بر غير عرب و قريش بر ساير عرب ، ( بر سر خلافت ) به خويشاوندى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم استناد نكردند ؟ اگر اين‌گونه باشد ، ما از قريش و غير قريش به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم سزاوارتريم . عمر گفت : ابن عباس ! از من دور شو . هنگامى ديد ابن عباس به پا خاسته بيرون رود ، ترسيد مبادا در مورد او نوعى بىاحترامى تلقى شود ، شتابزده و با مهربانى به او گفت : ابن عباس ! من حقوق تو را در حكومت رعايت خواهم كرد . ابن عباس متوجه او شد و با جديّت به عمر گفت : اى امير المؤمنين ! من از ناحيهء رسول خدا بر تو و همهء مسلمانان حقى دارم ، هركس اين حقوق را رعايت كرد ، حق خويش را رعايت كرده و هركس آن را تباه سازد ، حق خود را به تباهى كشانده است . « 1 »
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 3 / 289 و 290 چاپ مؤسسهء اعلمى
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 222 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى