تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
به خواسته‌هاى سياسىاش ، فرصت را غنيمت بشمرد ، زيرا به خوبى مىدانيم زمانى كه از او درخواست بيعت شد ، وى حزب پيروز را به شورش تهديد كرد و گفت : « به خدا سوگند ! تا تير در تركش دارم مبارزه خواهم كرد و نيزه‌ام را از خونتان رنگين مىسازم و ميانتان شمشير مىنهم و همراه با خاندان و هوادارانم با شما خواهم جنگيد و اگر جن و انس از شما پيشتبانى كنند با شما بيعت نخواهم كرد » « 1 » به گمان قوى ، وى تهديد كرد كه دست به شورش خواهد زد ولى جرأت نيافت ، نخستين فردى باشد كه بر روى خلافت موجود تيغ مىكشد لذا تنها به تهديد شديد اللحنى كه به منزلهء اعلان جنگ تلقى مىشد اكتفا كرد و در انتظار ضعف و آشفتگى اوضاع بود تا به همراه ديگران دست به شمشير ببرد . البته جا داشت كه شورش سعد عملى شود و ترس و بيمش از ميان برود و حزب حاكم در نظرش ضعيف جلوه كند زيرا او ندايى قوى را به حمايت از خويش ملاحظه كرد كه آشكارا اعلان شورش مىكند با اين هدف كه مهاجران را با قدرت شمشير از مدينه براند و كار را از سر بگيرد . چنان‌كه حباب بن منذر در گردهمايى سقيفه همين موضوع را از زبان سعد آشكارا بيان كرد . « 2 » البته بعد از بيان اين ماجرا ، تشكلات سياسى امويان را در مسير دست‌يابى به مقام و قدرت و نفوذى كه سال‌هاى پايانى جاهليت در مكه از آن برخوردار بودند ، نبايد فراموش كرد . در آن دوران زمام شهر را در رويارويى با اسلام و حكومت نبوى ، ابو سفيان بر عهده داشت ولى اكنون عتاب بن اسيد بن اميّه ،
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 2 / 495 چاپ مؤسسهء اعلمى ( 2 ) . تاريخ طبرى 2 / 459 ، در ماجراى سقيفه حباب بن منذر گفت به خدا سوگند ! اگر شما بخواهيد كار را از سر مىگيريم