سخت و دشوار مىنمود :
1 . يا مىبايست مانند ساير مسلمانان بدون هيچ مانعى با ابو بكر بيعت كند ، بلكه با اين كار از وجود خويش و منافع شخصى و مصالح آيندهاش حفاظت كند و در دستگاه حكومتى جاه و مقامى بيابد و از تكريم و احترام برخوردار باشد و چنين چيزى براى حضرتش ممكن نبود زيرا معناى امضاى بيعت و ولايت ابو بكر ، مخالفت با دستورات رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم تلقى مىشد و براى هميشه به انحراف ولايت و امامت ، از مسير اصلى و معناى حقيقى خود مىانجاميد و تلاشها و فداكارىهايى كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم و امام على عليه السّلام در جهت تحكيم اركان اسلام و پايههاى خلافت قانونى مبذول داشته بودند ، از ميان مىرفت و در نتيجه ، مجموعهء نظام اسلامى به انحراف كشيده مىشد .
2 . و يا بسان فردى كه خار در چشم و استخوان در گلو دارد ، سكوت اختيار كند و بكوشد تا براى حفظ نظام اسلامى و مسلمانان راهى معتدل بپيمايد تا بازدهى و آثار و نتايج آن با تأخير انجام پذيرد .
3 . يا اينكه امام عليه السّلام بر ضد خلافت ابو بكر ، به جنبشى مسلحانه دست بزند و مردم را به سوى خود فرا خواند ، اما چنين جنبشى چه نتيجهاى مىتوانست در بر داشته باشد ؟ اينك ما در صدديم در پرتو شرايط تاريخى مربوط به آن لحظات دشوار ، اين موضوع را روشن نماييم .
معمولا حاكمان و فرمانروايان با اندك مخالفتى كه در برابر خود احساس كنند ، از قدرت كنار نمىروند و با آشنايى كه از اين خلفا داريم شديدا در پى دستيابى به خلافت بودند و معناى اين كار اين بود كه اينان از حكومت جديدشان به دفاع برخواهند خاست . در چنين موقعيتى فوقالعاده ، با عقل و منطق سازگار بود كه سعد بن عباده براى اعلان جنگى ديگر جهت دستيابى
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: منذر حكيم
ص١٩٦