پنهان كرده بود ، زيرا وقتى ابو سفيان بر ابو بكر و هوادارانش خشمگين شد گفت : دود فتنهاى را مشاهده مىكنم كه جز خون چيزى آن را فرو نمىنشاند و در مورد على عليه السّلام و عباس عموى وى گفت : سوگند به آنكه جانم در دست اوست ، از آن دو پشتيبانى خواهم كرد . « 1 »
امويان در ايجاد بلوا و شورش و كودتا كاملا آمادگى داشتند و زمانى كه از على عليه السّلام خواستند رهبرى مخالفان را بر عهده گيرد حضرت به روشنى اين معنا را دريافت و به خوبى مىدانست كه به حمايت و پشتيبانى آنان نمىتوان اطمينان كرد بلكه قصد دارند از طريق آن حضرت به اهداف خود دست يابند .
ازاينرو ، امام عليه السّلام درخواست آنها را نپذيرفت و انتظار مىرفت در شرائط و اوضاعى كه نظارهگر دشمنى و خصومت احزاب بودند ، سر از اطاعت برتابند و از سويى در جهت حفظ مصالح خود ، به قدرت زمامداران حاكم نيز مطمئن نبودند و معناى پراكندگى و جدايى آنان همين بود كه از دين برگردند و مكه از مدينه جدا شود .
بنابراين ، در آن شرايط ، نهضت علوى اعلان مخالفتى خونين به شمار مى آمد كه در پى آن قطعا مخالفتهاى خونبار ديگرى با انگيزههاى مختلف صورت مىپذيرفت و زمينه براى فرصتطلبى آشوبگران و منافقان فراهم مىگشت .
آن شرايط رنجبار ، به على عليه السّلام اجازه نمىداد به تنهايى روياروى قدرت حاكم بايستد بلكه جناحها با اهداف و انگيزههاى گوناگونى با يكديگر درگير مىشدند و نظام اسلامى در همان لحظاتى كه بايد مسلمانان پيرامون رهبرى
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 2 / 449 .