شجاعانه پاسخ داد :
من به خلافت ، سزاوارتر از شما هستم و با شما بيعت نخواهم كرد ، سزاوارتر است شما با من بيعت كنيد چرا كه شما با استناد به خويشاوندى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم ، خلافت را از انصار بازگرفتيد و اكنون آن را از ما غصب مىكنيد ! آيا شما در برابر انصار مدعى نشديد كه چون پيامبر از شماست بنابراين ، به خلافت سزاوار تريد ، و بر همين اساس آنها زمام امور را به دست شما سپردند و خلافت را تسليم شما نمودند ؟ اكنون من با استناد به همان دليلى كه شما با انصار به احتجاج پرداختيد ، با شما احتجاج مىكنم . ما ، در زندگى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و پس از رحلتش به آن بزرگوار سزاوارتر از ديگرانيم ، اگر به خدا ايمان داريد با ما منصفانه رفتار كنيد ، در غير اين صورت آگاهانه بر ما جفا روا داشتهايد . « 1 »
امام عليه السّلام با اين موضعگيرى صريح از ماهيت سياسى مستند آنان پرده برداشت . مستندى كه اين افراد آن را بهانهاى براى رسيدن به قدرت قرار دادند .
به همين دليل آنان چارهاى نداشتند يا تسليم شوند و يا با آنچه در انديشه مىپروراندند و در دل نهان داشتند به دو پاسخ دهند ازاينرو ، عمر بن خطاب پس از آن كه از پاسخ امام عليه السّلام درماند ، برآشفت و به زور متوسل شد و به حضرت گفت : تا بيعت نكنى دست از تو برنخواهيم داشت ، امام عليه السّلام وى را مورد نكوهش قرار داد و فرمود :
« إحلب حلبا لك شطره ، و اشدد له اليوم يردّده عليك غدا ، و اللّه يا عمر ! لا أقبل قولك و لا ابايعه ؛ « 2 »
شيرى از سينهء خلافت بدوش كه نيمش از آن تو باشد ، امروز پايههاى حكومت او
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة 28 .
( 2 ) . انساب الأشراف 1 / 587 ، شرح نهج البلاغه 2 / 2 - 5