سپس ابو هيثم بن تيهان به پاخاست و گفت : گواهى مىدهم آنگاه كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در روز غدير خم على عليه السّلام را به مردم معرفى كرد ، انصار گفتند :
پيامبر على را به جانشينى خود معرفى نمود و برخى اظهار داشتند : او را معرفى كرد تا مانند رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مولا و سرور مردم باشد . در اين زمينه بحث به درازا كشيد ، فردى را خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرستاديم و راز مطلب را از آن بزرگوار جويا شديم حضرت فرمود :
او ( على ) پس از من ولىّ و سرپرست مؤمنان و خيرخواهترين مردم به امت من است .
اكنون من به آنچه ياد دارم گواهى مىدهم ، هركس خواست ايمان آورد و گرنه كفر بورزد ، روز جدايى ، ميعاد همگان است .
سپس گروه ديگرى از جمله ابو ذر و ابو ايوب انصارى و عتبة بن ابى لهب و نعمان بن عجلان و سلمان فارسى بهپاخاسته و بر ضد هواداران سقيفه اقامهء دليل كردند « 1 » .
بيعت اجبارى
خوددارى امام عليه السّلام از بيعت و اقدام عدهاى از صحابهء جليل القدرى كه آشكارا به اعتراض پرداخته و از هيئت حاكمه خواستار واگذارى قدرت و سپردن آن به صاحب اصلىاش شدند ، براى حكومت وقت ، خطرى جدى به حساب مىآمد ، چرا كه در شوراندن احساسات مسلمانان و بسيج و گردآورى آنان در جمع ياران امير مؤمنان عليه السّلام تأثير فوقالعاده بسزايى داشت افزون بر
هامش
( 1 ) . تاريخ ابو الفدا 1 / 156 ، خصال صدوق 432 ، احتجاج طبرسى 1 / 186 .