تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
اسلام تلاشى كرده و يا سودى به آن رسانده باشند ، در پى به دست گرفتن زمام امور نظامى بزرگى بودند كه بنيانگذارش پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم به شمار مىآمد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم از آن بيم داشت كه آيين اسلام به امورى غير از آن‌چه خدا بر او نازل فرموده بود تبديل شده و تابع هوا و هوس افراد قرار گيرد و در اين راستا مصداق بارز بيمناك بودن رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم ، ماجراى حارث بن نعمان بود كه نزد پيامبر آمد و عملكرد آن بزرگوار را مورد اعتراض قرار داد . پيامبر اسلام چاره‌اى جز اين نديد كه طى مراحل متعددى ديدگاه خود را در قبال خط صحيح رسالت اسلامى اعلان نمايد . آن بزرگوار مكرر به ياران خود مىفرمود : اگر على را به زمامدارى برگزينيد - كه تصور نمىكنم اين كار را انجام دهيد - وى را فردى هدايت يافته خواهيد ديد و شما را به راه راست رهنمون مىگردد . « 1 » روايت شده : سعد بن عباده در حضور جمعى از مردم اظهار داشت : به خدا سوگند : از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم شنيدم فرمود : هرگاه من از دنيا رفتم پس از من ، هوا و هوس‌ها مردم را به انحراف كشانده و به آيين پيشينيان خود باز مىگردند و در آن روز حق با على عليه السّلام است . حديث ثقلين گواه ديگرى بر ضرورت پايبندى به اطاعت از على عليه السّلام و پيروى از آن حضرت و پوييدن طريق ولايت آن بزرگوار به شمار مىآيد تا سلامت اعتقادات اسلامى را تضمين و آن‌ها را از انحراف و كژى مصون دارد . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم با منصوب كردن على عليه السّلام به عنوان امير مؤمنان ، در جهت كمال بخشيدن فرمان الهى به تدارك طرحى جديد پرداخت ، آن حضرت
هامش
( 1 ) . حلية الأولياء ابو نعيم 1 / 64 ، مختصر تاريخ دمشق ابن عساكر 18 / 32 .