بتشكنى على عليه السّلام
از على عليه السّلام روايت شده كه فرمود :
رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم براى شكستن بتها مرا با خود به ( مسجد الحرام ) برد و به من فرمود : بنشين ، من كنار كعبه نشستم و حضرت بر شانهام بالا رفت و فرمود : به پا خيز ، او را بلند كردم حضرت ضعف مرا زير پاى خويش احساس كرد و دستور داد : بنشين ، من نشستم و حضرت پايين آمد و فرمود : على ! تو بر شانهء من بالا برو ، من نيز بالا رفتم وقتى حضرت مرا از جا بلند كرد تصور كردم به آسمان رسيدهام ، بدينسان ، بر بام كعبه قرار گرفتم در آنجا بت بزرگى از مس با طنابهاى آهنين محكم بسته شده بود ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : بكوش تا آن را جدا كنى و من نيز تلاش مىكردم و رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمود : باز هم تلاش كن ، تا سرانجام آن را از جا بركندم ، حضرت فرمود : بر آن ضربه وارد كن و آن را بشكن من نيز با ضرباتى آن را شكستم و پايين آمدم . « 1 »
ز - در غزوهء حنين « 2 »
پس از آنكه خداوند با ورود پيامبرش به مكه ، فتح و پيروزى را نصيب وى ساخت و قريش در برابر او سر تسليم فرود آورده و به فرمانش گردن نهاد ، قبيلهء « هوازن » و « ثقيف » با همدستى ، قبل از اينكه پيامبر متعرض آنان شود ، در نبرد با آن حضرت پيشدستى كردند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم پس از اطلاع از اين
هامش
( 1 ) . المستدرك على الصحيحين 2 / 367 و 3 / 5 ، ابن جوزى در تذكرة الخواص نظير آن را آورده است ، ينابيع المودهء قندوزى 254
( 2 ) . اين غزوه در شوال سال 8 هجرت نبوى اتفاق افتاد