ماجرا ، به تدارك سپاه پرداخت و مسلمانان را با تعدادى بالغ بر دوازده هزار تن ، بسيج و به قصد نبرد با آنان از مكه خارج نمود .
وقتى سپاهيان اسلام به مواضع دشمن نزديك شدند رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم آنان را به صف كرد و پرچمها و بيرقها را به فرماندهان سپاه و سران قبايل و پرچم مهاجران را به على عليه السّلام سپرد « 1 » ، ولى هوازن با طراحى نقشهاى با استفاده از اصل غافلگيرى ، با مسلمانان از در حيله و نيرنگ درآمدند و در گوشه و كنار يكى از درههاى تهامه به گونهاى موضع گرفتند كه راهى براى عبور سپاه اسلام وجود نداشت .
هنگامى كه مسلمانان وارد درهء « حنين » شدند دستههايى از قواى هوازن از هرسو غافلگيرانه بر آنها حمله كردند و قبيلهء سليم كه پيشاپيش مسلمانان در حركت بود و نيز نيروهاى پشتسر آنها با شكست مواجه شدند و خداوند مسلمانان و دشمنانشان را به خود وانهاد زيرا مسلمانان با مشاهدهء كثرت جمعيت خود ، دچار غرور و خودپسندى شده و در كنار رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم جز اندكى از بنى هاشم و أيمن پسر عبيد كسى باقى نماند . « 2 »
على عليه السّلام در اين نبرد دلاورانه مقاومت مىكرد و از چپ و راست شمشير مىزد و هريك از دشمن به پيامبر نزديك مىشد او را طعمهء شمشير مى ساخت . پايدارى نبى اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم و دفاع على عليه السّلام و همراهان وى سبب بازگشت اعتماد به نفس ديگران گشت و بر هوازن يورش بردند ، « ابو جرول » يكى از پهلوانان نامى هوازن كه پرچم اين قبيله را به دست داشت ، به ميدان تاخت و مردم از ديدن او بيمناك شده و در برابرش پايدارى از خود نشان ندادند .
هامش
( 1 ) . سيرهء حلبى 3 / 106 .
( 2 ) . تاريخ طبرى 2 / 347 ، اعيان الشيعهء أمين 1 / 279 .