« اللهم إنك اخذت عبيدة يوم بدر ، و حمزه يوم احد و هذا عليّ أخي ، و ابن عمّي فلا تذرني فردا و انت خير الوارثين » ؛ « 1 »
پروردگارا ! عبيده را در روز بدر و حمزه را در احد از من گرفتى ، اكنون اين على برادر و پسر عموى من است ، تو كه بهترين وارثان هستى ، مرا تنها مگذار .
على عليه السّلام به ميدان شتافت و رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در حق او فرمود :
« برز الإيمان كله ، إلى الشرك كلّه » « 2 »
اكنون تمام ايمان در برابر تمام شرك قرار گرفت .
على عليه السّلام با دلى سرشار از اطمينان به يارى و حمايت الهى به سمت عمرو روانه شد . عمرو ، از رويارويى ناگهانى با على عليه السّلام در نبرد با خود به ترديد افتاد .
امام على عليه السّلام به عمرو فرمود : « تو در دوران جاهليت مىگفتى هركس سه خواسته از من بخواهد آنها را برآورده خواهم ساخت .
گفت : آرى ؛
امام عليه السّلام فرمود : « نخست تو را دعوت مىكنم به يگانگى خدا و رسالت محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم گواهى دهى و تسليم پروردگار جهانيان گردى . »
عمرو گفت : از اين خواسته بگذر .
حضرت فرمود : « اگر اين خواسته را بپذيرى به خير و صلاح توست ، ولى عمرو پذيرا نشد .
هامش
( 1 ) - موسوعة التاريخ الاسلامى : 2 / 491 و 492 به نقل از شرح نهج البلاغه : 19 / 61 ، به مناقب خوارزمى : 144 سيرهء حلبى : 2 / 318 ، مراجعه شود .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه 19 / 61 ، ينابيع الموده باب 23 به نقل از ابن مسعود . ميلانى آن را در كتاب قادتنا 2 / 108 به نقل از دميرى در حياه الحيوان 1 / 348 و از فضل بن روز بهان روايت كرده كه اين روايت صحيح است و جز انسان بدانديش و سست ايمان آن را منكر نمىشود ولى نمىتواند دليل بر امامت باشد