پس از جنگ « احد »
رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم على عليه السّلام را خواست و به دو فرمود : در پى دشمن رهسپار شو و مراقب آنان باش ، اگر بر شتران خود سوار شده و اسبها را يدك كشيدند ، آهنگ مكه كردهاند و اگر بر اسبها سوار و شترها را پيش راندند ، قصد مدينه دارند .
على عليه السّلام فرمود : در پى آنها رفتم ديدم بر شتران سوار گشته و اسبها را يدك مىكشند و آهنگ مكه دارند . « 1 »
وقتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نزد خانوادهاش در مدينه بازگشت ، شمشير خود را به دخترش فاطمه سپرد و به او فرمود : « دخترم ! خونهاى اين شمشير را شست و شو ده » . على عليه السّلام نيز شمشير خود را به وى داد . خون از مچ دست تا كتف آن بزرگوار را فرا گرفته بود . رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم به فاطمه فرمود : « فاطمه جان شمشير على را بگير به راستى شوهرت حق شمشيرش را ادا كرد و خداوند به وسيلهء شمشير او ، قهرمانان قريش را به هلاكت رساند . « 2 » »
نتيجهء جنگ احد ، ناگوار ، بيرحمانه و فوقالعاده زيانبار بود ، ولى با اين همه ناگوارى پرتوى درخشنده از فداكارىهاى على عليه السّلام را در آن مشاهده مىكنيم . آن حضرت از امتيازاتى برخوردار است كه هيچكس در آنها با وى شريك نيست :
1 . وى پرچمدار رسول صلّى اللّه عليه و إله و سلم بود كه با وجود فرار بيشتر مسلمانان ، آن پرچم بر زمين نيفتاد .
هامش
( 1 ) . اعيان الشيعه 1 / 389 ، سيرهء ابن هشام 3 / 94 .
( 2 ) . اعيان الشيعه 1 / 390 .