روانهء بهشت مىكند . آيا هماكنون ميان شما كسى هست كه شمشير من او را شتابان وارد بهشت و يا شمشير او مرا با شتاب راهى دوزخ سازد ؟ .
على عليه السّلام از صف لشكر بيرون آمد و به سمت او رفت « 1 » و ميان صفوف دو سپاه با يكديگر درگير شدند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در جايگاهى كه براى اشراف بر ميدان جنگ و نظارت بر آن برايش فراهم شده بود قرار داشت . على عليه السّلام ضربتى بر طلحه وارد ساخت و پايش را قطع كرد و او نقش بر زمين شد و پرچمش به زمين افتاد ، حضرت به سمت او رفت تا سر از بدنش جدا كند . وى عورت خود آشكار ساخت و امام عليه السّلام را به خدا و حرمت خويشاوندى سوگند داد تا از كشتن او صرفنظر كند ، حضرت دست از او برداشت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و مسلمانان با شادى از نتيجهء اين جنگ ، نداى تكبير سر دادند .
پس از او برادرش عثمان بن ابى طلحه به ميدان شتافت و پرچم را به دست گرفت ، حمزه بن عبد المطلب بر او حملهور شد و او را با ضربتى به هلاكت رساند ، سپس برادرش سعيد ، پرچم را به دست گرفت ، على عليه السّلام بر او يورش برد و او را به قتل رساند و آنگاه ارطاة بن شرحبيل پرچم را گرفت و على عليه السّلام او را كشت و بدين ترتيب 9 تن از قبيلهء عبد الدار يكى پس از ديگرى پرچم را به دست گرفتند و همه آنان با شمشير على عليه السّلام و يا حمزه به هلاكت رسيدند . « 2 »
بردهاى از قبيلهء عبد الدار به نام « صواب » آخرين فردى بود كه پرچم را به دست گرفت و على عليه السّلام بر او حمله برد و او را به قتل رساند و پس از او پرچم وسط ميدان افتاد و كسى جرأت برداشتن آن را نداشت .
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 2 / 199 مؤسسهء اعلمى .
( 2 ) . كامل 2 / 152 - 154 .