حضرت زهرا عليها السّلام در كودكى در پختگى انديشه و رشد عقلى داراى امتياز و برترى بود ، خداى متعال به آن مخدّره خردى كامل ، هوشى سرشار ، فراستى فوقالعاده و موهبتهاى بسيارى عطا كرده و از فضايل برجستهاى برخوردار بود و در سايهء پربركت پدر بزرگوارش نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم هر روز بالندگى مىيافت ، تا به سنّ كمال رسيد !
با فرارسيدن سال دوّم هجرت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم كه نشانههاى استقرار و آرامش مسلمانان در مدينه نمودار گشت ، آن دسته از بزرگان قريش كه از فضيلت و سابقهء در اسلام و جاه و مقام و دارايى برخوردار بودند ، زهراى مرضيّه را از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم خواستگارى كردند . و حضرت به گونهاى مناسب دست ردّ به سينهء آنها نهاد و به هريك از آنان كه نزدش مىآمدند مىفرمود :
« در ارتباط با ازدواج زهرا منتظر فرمان خدا هستم . » و به گونهاى از آنان رويگردان مىشد كه تصور مىكردند رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم بر آنان خشمگين شده است . « 1 » پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم زهرا اطهر را براى على ذخيره كرده بود و علاقه داشت وى از فاطمه خواستگارى كند . « 2 »
از بريده منقول است كه گفت : ابو بكر از فاطمهء زهرا عليها السّلام خواستگارى كرد ، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم در پاسخ او فرمود : « فاطمه از سنّ لازم برخوردار نيست و من در ارتباط با ازدواج او در انتظار مقدّرات الهى هستم . »
عمر در مسير راه به او برخورد ، ابو بكر ماجرا را با وى در ميان گذاشت ، عمر در پاسخ وى گفت : پيامبر دست ردّ بر سينهات نهاده . آنگاه عمر خود ، به خواستگارى فاطمه رفت كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم خواستهء او را نپذيرفت . « 3 »
هامش
( 1 ) . كشف الغمّه 1 / 353 .
( 2 ) . همان 1 / 354 .
( 3 ) . تذكرة الخواص 306 .