اين منظرهء دردناك تأثير خود را بر روح و روان فاطمه بهجاى مىنهد ، و او را به اظهار حزن و اندوه بر پدر بزرگوارش رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم رهبر و پيشواى اسلام ، وامىدارد و به گريه مىافتد و گستاخى افراد نادان و سركشان بيدادگر نسبت به شخصيتى كه خواهان رهايى آنان از تاريكىها به نور و روشنايى و هدايت و راه راست بود ، برايش اندوهبار و رنجآور مىنمود . رفتار فاطمه پدر را نگران مىساخت و احساس مىكرد قلب نازنين زهرا را رنج و اندوه فرا گرفته است . از اينرو ، مىكوشيد تا از اندوه فاطمهاش بكاهد و او را به صبر و شكيباى تشويق نمايد ، لذا دستان مبارك خويش را با محبّت و مهربانى بر سر فاطمه مىكشيد و به دو مىفرمود :
دخترم ! گريه مكن ، خداوند حافظ و نگاهدار پدر توست و او را در مبارزهء بر ضدّ دشمنان دين و رسالتش يارى خواهد كرد .
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم با اين سخنان جهادى و مربّيانه مىكوشيد تا روح بلند جهاد و مبارزه را در جان زهرا عليها السّلام غرس و روان و دلش را از صبر و بردبارى و اعتماد به خدا ، سرشار گرداند .
اين صحنههاى حزنانگيز و دردناك پايان نپذيرفت و آزار و اذيّت و بىاعتنايى قريش در مورد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و رسالت الهى و هدايت و آزادى ، به اين اندازه متوقف نگشت ، بلكه قريش به سركشى خود ادامه داده و بر خيره سرى و تكبّر و غرور خويش پافشارى نشان دادند .
از عبد اللّه بن مسعود روايت شده كه گفت : جز يك روز ، هيچگاه نديدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم قريش را نفرين كند و آن زمانى بود كه حضرت در حال نماز گزاردن بود جمعى از قريش نشسته بودند و در نزديكى آنان شكمبهء شترى قرار داشت آن گروه با خود گفتند : چه كسى حاضر است اين شكمبه را بردارد
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 90
مساهمون: منذر حكيم
ص٩٠