تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
مناسب‌تر و موفّق‌تر بود . ميسره در بازگشت ، قبل از ورود كاروان به نزديكى مكه ، به سرعت خود را به خديجه رساند تا او را در جريان حوادثى كه براى محمد در مسير راهش با بحيراى راهب و ديگران رخ داده بود ، قرار دهد . از موارد نبوغ و هوش سرشار حضرت خديجه و دورانديشى آن بانو اين بود كه وى به عظمت شخصيت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم و فضايل بلند اخلاقى وى قبل از دريافت رسالت الهى ، پى برد و او را از ميان سران و شخصيت‌هاى برجسته‌اى كه به خواستگارىاش آمده بودند ، به همسرى برگزيد ، بلكه خديجه با فاصلهء زياد زندگى مادّى خويش و زندگى سادهء رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم خود ، پيشنهاد همسرى به او داد و خويشتن را بر وى عرضه و به ازدواج با آن حضرت تمايل نشان داد . در تاريخ يعقوبى از عمّار ياسر منقول است كه گفت : از آن‌جا كه من از كودكى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم رفاقت داشتم در مورد ازدواج حضرت خديجه دختر خويلد با پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم از همهء مردم آگاه‌ترم . روزى من و رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم بين صفا و مروه در حركت بوديم ، ناگهان خديجه و خواهرش هاله كه او را همراهى مىكرد ، از راه رسيدند وقتى چشم خديجه به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم افتاد ، خواهرش هاله نزد من آمد و گفت : عمّار ! آيا دوستت تمايل به ازدواج با خديجه ندارد ؟ به او گفتم : به خدا نمىدانم . و رو به پيامبر كردم و ماجرا را به عرض وى رساندم . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به من فرمود : برگرد و با او هماهنگى كن ، روزى را وعده بگذار تا نزد وى برويم . روز موعود كه فرارسيد ، خديجه شخصى را نزد عموى خود عمرو بن اسد فرستاد تا در آن جلسه حضور يابد و لباس وى را مرتب نمود و محاسنش را معطر ساخت و ردايى مشكين بر دوش او افكند و آن‌گاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم با چند تن از عموهاى خود كه پيشاپيش آنان