هر يك از دختران دلخواه خود از بنى هاشم ازدواج كند ، ولى ارادهء خداوند بر اين تعلق گرفت كه دل خديجه را متوجه آن بزرگوار كرده و به او دلبسته گرداند و پيامبر با پذيرش درخواست خديجه ، با او ازدواج نمايد .
خديجه به همسرش محبّتى بىمنّت مىورزيد ، بلكه از او عشق و محبّتى سرشار از سعادت دريافت مىكرد ، دارايى و ثروتش را بىهيچ منّتى در اختيار او قرار مىداد و از او هدايتى برتر از گنجهاى زمين برمىگرفت و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم نيز به نوبهء خود ، به او عشق و محبّتى بىمنّت ابراز مىكرد و به وى ارج مىنهاد و اين عمل ، خديجه را به منزلتى و الا ارتقاء بخشيد . بلكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : اسلام ، با شمشير على و دارايى خديجه سرپا شد و تا خديجه زنده بود رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم با زنى ازدواج نكرد .
ماجراى ازدواج حضرت خديجه عليها السّلام با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نقطهء عطف مهم و درخشانى در زندگى آن بانوى بزرگ تلقّى مىشود . خديجه عليها السّلام از روح استقلال و اعتماد به نفس و آزاد منشانهاى برخوردار بود ، و با درك و خرد خدادادىاش ، بهسان برجستهترين مردان ، به بازرگانى و تجارت مىپرداخت و از ازدواج با اشراف و بزرگان و ثروتمندانى كه به خواستگارى وى آمدند ، استنكاف نمود و بىدرنگ به ازدواج با محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم كه مردى تهيدست و يتيم بود ، راضى شد ، بلكه خود با اشتياق ، به آن حضرت پيشنهاد ازدواج با مهريهاى از اموال خود ، داد . آنگاه كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم تصميم گرفت با خديجه دختر خويلد ازدواج كند ، ابو طالب با اعضاى خاندان خود به اتّفاق جمعى از قريش به خانهء عموى خديجه وارد شدند و ابو طالب آغاز سخن كرد و اظهار داشت :
« حمد و سپاس پروردگار اين خانه [ كعبه ] را مىسزد كه ما را از نسل ابراهيم و فرزندان اسماعيل مقرر داشت و در حرم امنى جاى داد و بر مردم
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: منذر حكيم
ص٦٦