مردم بهشمار مىآمد ، تپش قلب مباركش و نگاهها و كارهايى كه بدانها دست مىزد و گامهاى تلاشگرانه و پرتو نور انديشهاش در گفتار و كردار و امضا ، يعنى سنّتش ، بلكه وجودش سراسر ، نمايى از نشانههاى دين و منبعى براى قانونگذارى و مشعلى فرا راه هدايت و راه رهايى انسانها ، تلقى مىشد .
اين ويژگىها مدال افتخارى بهشمار مىآيد كه از سوى خاتم پيامبران بر سينهء زهراى مرضيّه نصب گرديده است ، كه با گذشت زمان و پيشرفت جوامع و در راستاى بيان اصل بنيادين اسلامى در سخنانش به فاطمه ، بر درخشندگى آن سخنان افزوده مىشود ، آنجا كه مىفرمايد :
« يا فاطمه ! اعملى لنفسك فأنى لا اغنى عنك من الله شيئا » ؛
فاطمه جان ! براى فردايت ، خود عمل كن ، چراكه در آن روز من برايت سودى نخواهم داشت . « 1 » نيز فرمود :
« كمل من الرّجال كثير و لم يكمل من النّساء إلّا مريم بنت عمران و آسية بنت مزاحم إمرأة فرعون و خديجة بنت خويلد و فاطمة بنت محمد » ؛ « 2 »
مردان زيادى به كمال دست يافتند ولى از بانوان تنها چند تن به كمال رسيدند ، مريم دختر عمران ، آسيه دختر مزاحم همسر فرعون ، خديجه دختر خويلد و فاطمه دخت محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم .
و فرمود :
« إنّما فاطمة شجنة منّى ، يقبضنى ما يقبضها و يبسطنى ما يبسطها ، « 3 » و إنّ
هامش
( 1 ) . فاطمة الزهرا وتر فى غمد از مقدمهء سيد موسى صدر .
( 2 ) . فصول المهمة 27 ، تفسير الوصول 2 / 159 .
( 3 ) . مستدرك حاكم 3 / 154 ، كنز العمال 12 / 111 ، حديث 34240 .