2 . زهرا عليها السّلام در سورهء دهر
روزى امام حسن و امام حسين عليهما السّلام بيمار شدند و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم به اتفاق جمعى از مردم از آن دو بزرگوار عيادت نمود . عيادتكنندگان به امير مؤمنان عليه السّلام گفتند : ابو الحسن ! براى بهبودى فرزندانت نذرى انجام ده ، از اينرو ، على عليه السّلام و فاطمه عليها السّلام و فضّهء خادمه ، نذر كردند در صورت بهبودى حسنين عليهما السّلام ، سه روز روزه بگيرند ، ديرى نپاييد كه آندو بزرگوار شفا يافتند و آنها طبق نذرى كه انجام داده بودند روزه گرفتند ولى خوراكى در خانه نداشتند ، به همين دليل ، على عليه السّلام از شمعون خيبرى يهودى سه صاع ( 9 كيلوگرم ) جو ، قرض گرفت . يك صاع آن را فاطمه زهرا عليها السّلام آسيا كرد و پنج قرص نان به تعداد اعضاى خانواده تهيه نمود و آنها را مقابل خود نهادند تا روزهء خويش را افطار كنند كه مستمندى بر در خانه آمد و گفت : سلام و درود بر اهل بيت محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم من فقيرى بينوا و مسلمان و گرسنهام ، به من غذايى عطا كنيد خداوند در عوض به شما از غذاهاى بهشتى نصيب گرداند ، اهل بيت غذاى خود را به وى داده و آن شب با آب افطار كرده و خوابيدند ، فرداى آن روز نيز روزه گرفتند . با فرارسيدن شب ، غذايى براى تناول ، نزد خود گذاشتند كه اينبار يتيمى از راه رسيد و غذا را به او دادند و بار سوم اسيرى بر در خانه آمد و آنان نيز همان كار قبلى را انجام دادند .
صبح روز بعد ، على عليه السّلام دست امام حسن و امام حسين را گرفت و نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم شرفياب شدند ، تا پيامبر اكرم چشمش به آنان افتاد ، ديد از شدّت گرسنگى مانند جوجه به خود مىلرزند ، فرمود : برايم بسيار دردناك است كه شما را با چنين حالتى مىبينم ، سپس بهپا خاست و به اتّفاق آنان به