گرديد و رو به قبله آرميد .
گفته شده : آن مخدّره ، دخترانش زينب و ام كلثوم را به خانههاى برخى از زنان بنى هاشم فرستاد تا شاهد جان دادن مادر نباشند ، همهء اين امور را زهرا به جهت مهر و دلسوزى انجام داد تا از آسيب روحى فرزندان در مشاهدهء مصيبت مادر ، جلوگيرى به عمل آورد .
در آن لحظات امام على عليه السّلام و حسن و حسين عليهما السّلام بيرون از خانه بودند و شايد بيرون بودن آنان به علل و اسبابى ناخواسته و شرايطى معيّن انجام پذيرفته بود .
از اسماء بنت عميس روايت شده : وقتى لحظهء وفات حضرت زهرا عليها السّلام نزديك شد به اسماء فرمود :
اسماء ! زمانىكه رحلت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم نزديك شد ، جبرئيل برايش كافورى از بهشت آورد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم آن را سه قسمت كرد ، يكسوم براى خود ، يك سوم براى على و يكسوم آن را كه به اندازهء چهل درهم بود به من اختصاص داد ، سپس فرمود : اسماء ! باقيماندهء كافور حنوط پدرم را از فلانجا برايم بياور و زير بالين سرم قرار ده ، اسماء نيز فرمان زهرا را اطاعت كرد و آن را بر بالين سر حضرت قرار داد و سپس هنگامىكه براى نماز وضو گرفت به اسماء فرمود : عطرى كه بدنم را با آن خوشبو مىكردم و لباس ويژهء نمازم را بياور ، بعد از آن وضو گرفت .
و آنگاه با همان لباس در بستر خوابيد و به اسماء فرمود :
لحظهاى منتظرم بمان و سپس صدايم بزن ، اگر پاسخت را ندادم بدان كه بر پدر بزرگوارم وارد شدهام و على را خبر كن .
لحظهء احتضار كه فرارسيد و پردهها كنار رفت زهراى مرضيه نگاهى عميق به اطراف كرد و فرمود :
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 252
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٥٢