خطر اندازد و با همان حالتى كه نمايشى داستانى به آن منتهى مىشود ، به خلافت ابو بكر پايان دهد ، نه آنگونه كه حكومتى برپا شده بر قدرت و سلاح متلاشى گردد .
نقش زهراى مرضيه عليها السّلام در اين خلاصه مىشد كه آن حضرت اموالى را كه ابو بكر به زور از وى گرفته بود ، از خليفه مطالبه كند و اين مطالبه را وسيلهاى براى اعتراض به مسأله اساسى ، يعنى خلافت قرار دهد تا مردم بدانند لحظهاى كه از على روگردان شده و به ابو بكر رو آوردند لحظهء هوس و انحراف « 1 » آنان بوده و با اينكار دچار خطا و اشتباه شدند و با قرآن به مخالفت برخاسته و در غير آبشخور خود وارد شدند . « 2 »
با شكل گرفتن اين انديشه به ذهن مبارك فاطمه عليها السّلام آن مخدّره تلاش خود را آغاز كرد تا اوضاع آن روز جامعه را سامان بخشد و از طريق متهم ساختن خليفه به خيانت آشكار و بىاحترامى به قانون ، از دامان حكومت اسلامى كه پايههاى نخستاش در سقيفه نهاده شده بود ، آلودگى انحراف را بزدايد و از آثار و نتايج صحنهء انتخاباتى كه بر خلاف كتاب خدا و واقعيت انجام پذيرفت و ابو بكر به عنوان خليفه از آن پيروزمندانه بيرون آمد ، پرده برگيرد . « 3 »
هامش
( 1 ) . در صفحهء 23 بلاغات النساء نظير اين معنا را فاطمهء زهرا عليها السّلام در خطبهاش بدان اشاره كرده و فرموده است « شيطان سرش را از نهانگاه خود پديدار ساخت و شما را فراخواند ومهياى پذيرش دعوتش و آمادهء فريبخوردنتان ديد ، از شما خواست بر ضد حق قيام كنيد ، و شما را مهياى اينكار ديد . . . و بر غير شتر خود داغ و نشان نهاديد »
( 2 ) . در جلد 6 ، ص 12 شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد آمده است ؛ امير المؤمنين عليه السّلام در گفتوگوى خود با مردم فرمود « اى جماعت مهاجرين ! خدا را خدا را در نظر بگيريد ، حكومت محمد را از خانه و كاشانهاش به خانههاى خود مبريد ، و اهل بيت او را از حق و مقام وى ميان مردم محروم نسازيد ، اى گروه مهاجرين ! به خدا سوگند ! ما اهل بيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم بوده و از شما به خلافت ، سزاوارتريم »
( 3 ) . الصواعق المحرقه 36 چاپ مكتبة القاهره آمده كه خليفهء دوم گفته است « بيعت ابو بكر عملى بى تدبيرانه بوده كه خداوند مسلمانان را از شر آن نگاهدارد ، اگر كسى يكبار ديگر چنين بيعتى انجام دهد او را بكشيد . . . » تاريخ الخلفاء 67 .