21 . اى فرزند ابو قحافه ! بگو ببينم ، آيا در قرآن آيهاى آمده است كه تو از پدرت ارث ببرى و من از پدرم ارثى نبرم ؟ چه سخن ناروايى ؟ ! آيا كتاب خدا را عمدا ترك گفته و پشت سر افكنديد ؟ در صورتىكه قرآن مىفرمايد : سليمان از پدرش داود ، ارث برد و در ماجراى يحيى بن زكريا مىفرمايد :
خدايا ! فرزندى نصيبم گردان كه از من و از خاندان يعقوب ارث ببرد نيز مىفرمايد :
خويشاوندان در ارث بردن از يكديگر ، از بيگانگان سزاوارترند در جايى ديگر فرموده است : خدا دربارهء فرزندانتان به شما سفارش مىكند كه سهم پسران دو برابر سهم دختران است و نيز فرموده : اگر كسى پس از مرگ ، مالى از خود به جاى نهد براى پدر و مادر و بستگانش به گونهاى شايسته وصيّت كند و اينكار بر همهء پرهيزكاران حق است .
22 . مدعى شديد كه من بهره و ارثى از پدر بزرگوارم ندارم ؟ و هيچگونه نسبت خويشاوندى ميان من و پدرم نيست ؟ ! آيا خداوند آيهاى ويژهء شما فروفرستاده كه پدرم را از آن خارج ساخته و استثناء كرده است ؟ يا مىگوييد : پيروان دو مذهب از يكديگر ارث نمىبرند ، آيا من و پدرم يك مذهب نداريم ؟ ! و يا شما به عام و خاص قرآن از پدر و پسر عمويم آگاهتريد ؟ !
23 . اكنون كه چنين است ، پس ارث مرا چون مركبى آماده بستان و بر آن سوار شو ، ولى در قيامت تو را ديدار خواهد كرد . در آن روز بهترين داور ، خدا و مدّعى تو محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم ، و زمان داورى رستخيز است . در آن روز باطلگرايان زيان خواهند ديد ، ولى پشيمانى به حالتان سودى نخواهد داشت : هر چيزى جايگاه وقرارگاهى دارد ، به زودى پى خواهيد برد كه عذاب خواركننده ، به سراغ چه كسى مىآيد و كيفر جاودان ، دامان چه كسى راى مىگيرد .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: منذر حكيم
ص١٩١