5 . خطبهء آتشين زهرا عليها السّلام در مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم
آنگاه كه حكومت تصميم گرفت فاطمه را از فدك محروم سازد و اين خبر به گوش زهراى مرضيه عليها السّلام رسيد ، تصميم گرفت رهسپار مسجد شده و با ايراد خطابهاى مهم در جمع مردم ، مظلوميت خويش را اعلان دارد ، اين خبر در مدينه پيچيد كه پارهء تن و گل رخشندهء نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم قصد دارد در مسجد پدر در جمع مردم ، سخن بگويد مدينه از شنيدن اين خبر به خود لرزيد و مردم در مسجد گرد آمدند تا به سخنان مهم زهرا گوش بسپارند .
عبد اللّه بن حسن ، از پدران بزرگوارش عليهم السّلام نمايى از اين خطابه را روايت كرده و مىگويد : هنگامى كه ابو بكر و عمر با هماهنگى تصميم گرفتند فاطمه عليها السّلام را از فدك محروم سازند و اين خبر به آن مخدّره رسيد ، روسرى بر سر افكند و چادر به تن نمود و به اتفاق جمعى از خدمتگزاران خود و زنان بنى هاشم رهسپار مسجد شد ، از فرط ناراحتى دامن چادرش به پاى مباركش مىپيچيد ، به گونهاى راه مىرفت كه گويى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم گام بر مىدارد و بر ابو بكر كه در جمع عدّهاى از مهاجر و انصار و ديگر مسلمانان قرار داشت ، وارد شد . به احترام فاطمه عليها السّلام پردهاى ميان زنان و مردان در مسجد كشيده شد و آن بزرگ بانو پشت پرده قرار گرفت وقتى نشست آهى سوزان از ژرفاى دل دردمندش بركشيد كه همه به گريه افتادند و مجلس به لرزه درآمد ، دخت گرامى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم لحظهاى درنگ كرد تا گريه و شيون و جوش و خروش مردم فرونشست ، سپس با حمد و ستايش خدا و نثار درود و سلام به روان پاك رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم آغاز سخن كرد ، بار ديگر مردم به گريه درآمدند ، پس از آنكه آرام گرفتند ، مجدّدا سخن خويش را آغاز نمود و فرمود :