تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
و پرسيد : اين نوشته چيست ؟ ابو بكر گفت : فاطمه مدعى فدك شده و امّ ايمن و على بر آن گواهى دادند و من سند فدك را برايش نوشتم . عمر نوشته را از فاطمه گرفت و آب دهان بر آن ريخت و پاره كرد و فاطمه عليها السّلام گريان از آن‌جا بيرون رفت . روايت شده : امام على عليه السّلام در مسجد ، نزد ابو بكر آمد و به او فرمود : ابو بكر ! چرا فاطمه را از ارث پدرش رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم محروم كردى ؟ فدك در زمان حيات پدر بزرگوارش به ملكيّت زهرا در آمده بود . ابو بكر در پاسخ گفت : اين غنيمت ، مربوط به مسلمانان است ، اگر فاطمه گواه بياورد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فدك را به او اختصاص داده ، از آن اوست وگر نه هيچ‌گونه حقى در آن ندارد . امير مؤمنان عليه السّلام به ابو بكر فرمود : ابو بكر ! ميان ما بر خلاف آن‌چه خداوند دربارهء مسلمانان قضاوت كرده ، داورى مىكنى ؟ گفت : خير . حضرت از او پرسيد : اگر مسلمانان مالك چيزى باشند و من مدعى آن مال شوم ، تو از چه كسى شاهد مىخواهى ؟ ابو بكر گفت : از شما كه مدعى هستى شاهد خواهم خواست . حضرت فرمود : بنابراين ، تو چرا از فاطمه كه فدك در اختيار وى ، و در زمان حيات رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و پس از رحلت وى به ملكيت فاطمه عليها السّلام درآمده بود ، شاهد خواستى و از مسلمانان كه مدعى آن بودند شاهد نخواستى ، همان‌گونه كه از من در ادعايم بر مال مسلمانان ، درخواست شاهد و گواه مىنمايى ؟ عمر گفت : على ! دست از سر ما بردار ، ما در برابر دلايل شما توان مقاومت نداريم ، اگر شاهدان عادلى آوردى كه فدك از آن زهراست كه در اين‌صورت از