پذيرش نبوت او را از همهء پيامبران گرفته بود ، نشانههايش ( كه در كتب آسمانى پيامبران گذشته آمده بود ) مشهور ، و ميلادش گرامى بود ، در آن روز ( كه ديده به جهان گشود ) مردم زمين ملتهايى پراكنده و با خواستههاى گوناگون و در راههاى مختلفى سير مىكردند . عدّهاى خدا را به آفريدگانش تشبيه مىكردند و گروهى در نام او به انحراف رفته و جمعى غير او را مىپرستيدند ، خداوند به وسيلهء پيامبرش آنها را از گمراهى به هدايت رساند و با موقعيت خود از جهالت رهانيد .
سپس خداى سبحان ، لقاى خويش را براى محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم اختيار كرد و آنچه را نزد خود داشت براى وى پسنديد و او را با انتقال از دنيا ، گرامى داشت و از گرفتارى و مشكلات رهايى بخشيد و در نهايت احترام قبض روح كرد و به سوى خويش فرا خواند ، كه درود خدا بر او و دودمانش باد . او نيز آنچه را پيامبران پيشين براى امت خود به ميراث نهاده بودند ، ميان شما به جاى گذاشت ، زيرا پيامبران هرگز امت خود را بىآنكه راهى روشن و دانشى پايدار به آنها بدهند ، رها نساختند . « 1 »
مژدهء پيامبران گذشته در مورد نبوّت پيامبران بعدى ، براى نسلهاى معاصر آنان و نسلهاى بعدى سودمند بود ، زيرا ديدهء آنها را مىگشود و جهت استقبال از پيامبرى كه به نبوّتش مژده داده شده بود ، آنان را در آمادگى كامل قرار مىداد و شك و ترديدشان را در مورد وى بر طرف مىساخت و به آنان اعتماد و اطمينان بيشترى مىبخشيد . زيرا اگر يأس و نوميدى از اصلاح جامعه ، به دل راه يابد ، قلب را فراگرفته ، انسان را به تفكر و انديشه در مسير شرّ و خيانت ،
هامش
( 1 ) . يعنى پيامبران ، امتهاى خويش را در امورى كه پس از رحلت هر پيامبر سبب هدايت آنها گردد ، به خود واننهادند و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم نيز همانند آنان عمل كرد و كتاب خدا را كه حاوى تمام امور مورد نياز دينى امتش بود ميان آنها به وديعه نهاد و اهل بيت معصوم خود را جانشين قرار داد و آنها را همسنگ قرآن مجيد مقرر داشت ، چنانكه در حديث ثقلين كه به نحو تواتر از آن بزرگوار نقل شده و جمع زيادى از محدثان به نقل آن پرداختهاند ، بدان تصريح كرده است .