تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
درختان تهامه شتر [ گاو و گوسفند و . . . ] در اختيار داشته باشيد ، آن [ غنيمت ] را ميان شما تقسيم مىكنم ، و آن‌گاه پى خواهيد برد كه من بخيل و ترسو و دروغگو نيستم . سپس به‌پا خاست و مقدارى از پشم كوهان شترى برگرفت و آن را ميان دو انگشت خود قرار داد و بالا برد و فرمود : « ايها الناس و اللّه ما لى فى فيئكم و لا هذه الوبرة الّا الخمس ، و الخمس مردود عليكم » ؛ مردم ! به خدا سوگند ! من از غنايم شما حتى از اين پشم شتر جز خمس حقى ندارم و خمس را نيز به شما بازخواهم گرداند . و آن‌گاه دستور داد تمام غنايم ، در يك‌جا جمع گردد تا به‌گونه‌اى عادلانه تقسيم گردد . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم تقسيم غنايم را با دادن سهميه « مؤلفة قلوبهم » ( كسانى كه محبتشان جلب شود ) چون ابو سفيان ، پسرش معاويه ، حكيم بن حزام ، حارث بن حارث ، سهيل بن عمرو ، حويطب بن عبد العزّى و صفوان بن اميّه و ديگران كه تا گذشته‌اى نه‌چندان دور از سران كفر و شرك به شمار آمده و با وى سرجنگ و ستيز داشتند ، آغاز نمود و پس از آن حق خود از خمس را نيز ميان آنان قسمت كرد . اين عملكرد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم حقد و كينهء برخى از مسلمانانى را كه از مصالح اسلام و اهداف نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم بىاطلاع بودند ، برانگيخت تا آن‌جا كه يكى از آنان با اعتراض به رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم اظهار داشت : شما عادلانه عمل نكردى . حضرت فرمود : واى بر تو ! اگر من عدالت به خرج ندهم پس چه كسى به عدالت رفتار مىكند . عمر بن خطاب خواست شخص اعتراض‌كننده را به قتل برساند ، ولى پيامبر اجازهء اين كار را به او نداد و فرمود : « او را به خود واگذار ، زيرا او در آينده از