مشركان براى جنگى كه بهسرعت دامن زده شد ، صفآرايى كردند ولى ديرى نپاييد كه سپاه شرك پا به فرار گذاشت و چيزى نمانده بود كه زنانشان به اسارت مسلمانان درآيند . پيروزى مسلمانان در ميدان كارزار بهخوبى روشن بود . امّا شيطان برخى از تيراندازانى را كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم بر فراز كوه تعيين كرده بود ، به وسوسه انداخت ؛ درصورتىكه پيامبر بدانان سفارش فرموده بود نتيجهء جنگ هرچه باشد ، تا زمانى كه فرمان جديدى از آن حضرت دريافت نكردهاند ، آن محل را ترك نكنند ، ولى از فرمان رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم نافرمانى كرده و در پى بهدستآوردن غنايم ، سنگرهاى خود را ترك كردند . سپاه مشركان يكبار ديگر به فرماندهى خالد بن وليد از گذرگاهى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم از ترك آن نهى فرموده بود ، بر مسلمانان يورش بردند .
مسلمانان از اين رخداد سراسيمه گشته و جمعيّت آنها پراكنده شد و نيروهاى فرارى و شكستخوردهء قريش ديگربار به جنگ بازگشتند و تعداد انبوهى از مسلمانان به شهادت رسيدند و مشركان خبر كشته شدن پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم را منتشر ساختند و اگر پايمردى على بن ابى طالب و حمزة بن عبد المطلب و سهل بن حنيف و اندك افرادى كه در ميدان كارزار ثابتقدم ماندند ، نبود مجموعههايى از سپاه دشمن به وجود مقدس پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم دست مىيافتند ، زيرا بقيهء سپاه مسلمانان كه برخى از بزرگان صحابه نيز در جمع آنان وجود داشتند ، از صحنه گريختند « 1 » تا آنجا كه يكى از آنان در انديشهء بيزارى جستن از اسلام برآمد و اظهار داشت : كاش پيكى نزد عبد اللّه ابن ابى مىفرستاديم تا از ابو سفيان برايمان أماننامهاى بستاند « 2 » .
هامش
( 1 ) . مغازى 1 / 237 ؛ سيرهء نبوى 2 / 83 ؛ شرح نهج البلاغه 15 / 20 .
( 2 ) . بحار الأنوار 20 / 27 آيات قرآن در سورهء آل عمران 121 - 180 به بيان اين جنگ و گرايشهاى