به دست على بن ابى طالب عليه السّلام سپرد و از آنجا كه از نبرد با قريش ناخرسند بود با اعزام پيكى نزد آنان از قريش خواست به مكه بازگردند . ميان صفوف مشركان اختلاف ايجاد شد ؛ برخى خواهان صلح و بعضى بر جنگ پافشارى داشتند « 1 » .
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمان داد مسلمانان آغازگر جنگ نباشند و خود بهپا خاست و به پيشگاه خدا دعا كرد و عرضه داشت :
خدايا ! اگر اين گروه امروز كشته شوند ، از اين پس روى زمين كسى تو را پرستش نخواهد كرد .
همانگونه كه در تمام جنگهاى قديم رسم بوده ، عتبة بن ربيعه و برادرش شيبه و پسرش وليد از سپاه دشمن به ميدان آمده ، هماوردانى نظير خود طلبيدند تا با آنان پيكار نمايند . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم به عبيدة بن حارث و حمزة بن عبد المطلب و على بن ابى طالب فرمود :
اى بنى هاشم ! بهپا خيزيد به حقى كه خود داريد و پيامبرتان براى آن برانگيخته شده ، مبارزه نماييد ، زيرا قريش باطل خود را يدك كشيده تا نور خدا را خاموش سازد . « 2 »
جنگاوران قريش در ميدان كارزار كشته شدند و دو سپاه به يكديگر درآويختند و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم در دل مسلمانان شور و هيجان ايجاد مىكرد ، آنگاه مشتى از شن برگرفت و به سوى قريش پرتاب كرد و فرمود : « روى شما دگرگون باد » . همهء سپاه دشمن به ماليدن چشم خود مشغول گرديدند و بدينسان قريش با شكست روبرو شد .
هامش
( 1 ) . مغازى 1 / 61 ؛ بحار الأنوار 19 / 252 .
( 2 ) . مغازى 1 / 68 .