تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
شنيدند ، به مصلحت ندانسته بودند . قريش با سپاهى نزديك به هزار تن و با ساز و برگى فراوان ، با تكبر و خودبينى و مغرور از جايگاه خود ميان اعراب ، به اتفاق جمع ديگرى كه به يارى آنان شتافته بودند از مكّه خارج و بر رويارويى با مسلمانان پافشارى نشان داده و يا قصد داشتند خود را داراى پشتيبان جلوه دهند تا بار ديگر مورد تعرّض مسلمانان قرار نگيرند و آن‌گونه كه ( ابو بكر ) در هنگام نخستين رويارويى با قريش عنوان كرد : قريش از آن زمان كه به عزّت دست يافت ، به خوارى و ذلت نيفتاد . « 1 » سپاه قريش در نزديكى ( چاه‌هاى بدر ) فرود آمد و صفوف خود را براى نبرد آراست ، ولى مسلمانان با تعداد 313 تن قبل از آنان بدان منطقه رسيده بودند و خداى متعال مقدمات و علل و اسباب پيروزى را براى رسول گرامىاش صلّى اللّه عليه و إله و سلم و مسلمانان مهيّا ساخته بود ؛ رسيدن به محل نبرد را برايشان آسان نموده و آنان را امنيّت و آرامش بخشيده بود و وعدهء ظفر بر دشمنانشان و پيروزى آيين حق را داده بود . « 2 » با اين‌كه مسلمانان انتظار خروج قريش از مكّه و رويارويى با خود را نداشتند ، ولى پس از آن‌كه كاروان از دست آن‌ها گريخت و كار به جنگ انجاميد ، نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم خواست از تصميم مهاجران و انصار آگاه شود و آنان را بيازمايد لذا به‌پا خاست و فرمود : مردم ! دراين‌باره اظهارنظر كنيد . يكى از مهاجران ( عمر ) به‌پا خاست و به‌گونه‌اى سخن گفت كه حاكى از ترس و بيم رويارويى با دشمن بود . سپس مقداد بن عمرو از جا برخاست و
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى 1 / 48 ؛ سيرهء حلبى 2 / 160 ؛ بحار الأنوار 19 / 217 . ( 2 ) . انفال / 7 - 16 .