نيت و خيرخواهى خودم را گاهى با اين ، گاهى با آن - و با دست خود به مالك اشتر و احنف بن قيس و سعيد بن قيس ارحبى و اشعث بن قيس كندى اشاره نمود - به آنان رساندم و چون قبول نكردند ، به سوى آنان تاختم و خداوند همهء آنان را اى برادر يهودى كشت و آنان بيش از چهار هزار نفر بودند به گونه اى كه حتى يك نفر آنان كه خبر بدهد ، زنده نماند و من « ذو الثديه » را از ميان آنان در ميان حاضران بيرون كشيدم ، او پستانى همچون پستان زن داشت ، سپس رو به اصحاب خود كرده و فرمود : آيا چنين نبود ؟ گفتند : آرى يا امير المؤمنين .
پس فرمود : اى برادر يهودى ، من به آن هفت چيز و اين هفت چيز وفا كردم و ديگرى مانده كه به زودى آن نيز اتفاق خواهد افتاد . اصحاب على ( ع ) و رئيس يهوديان همگى گريه كردند و گفتند : يا امير المؤمنين آن ديگرى چيست ؟ فرمود :
ديگرى اين است كه اين - و به ريش خود اشاره نمود - از اين - و به سر خود اشاره نمود - خضاب شود . مىگويد صداى مردم در مسجد جامع به ناله و گريه بلند شد به گونه اى كه در كوفه خانه اى نماند مگر اينكه اهل آن سراسيمه بيرون شدند و آن يهودى به دست على ( ع ) در همان حال مسلمان شد و در آنجا مقيم گرديد تا وقتى كه امير المؤمنين ( ع ) كشته شد و ابن ملجم دستگير گرديد ، رئيس يهوديان نزد امام حسن ( ع ) آمد در حالى كه مردم در اطراف او بودند و ابن ملجم روبروى آنان بود ، پس گفت :
يا ابا محمد ، او را بكش كه خدا او را بكشد ، من در كتابهايى كه به موسى ( ع ) نازل شده ديدهام كه جرم اين شخص نزد خداوند از جرم فرزند آدم كه برادرش را كشت و از « قدار » كه ناقهء ثمود را پى كرد ، بيشتر است .
آنچه در بارهء روزهاى هفته و نامهاى آن : يك شنبه ، دوشنبه ، سه شنبه ، چهارشنبه ، پنجشنبه ، جمعه و شنبه وارد شده است .
59 - حبيب سجستانى از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه پيامبر خدا فرمود : روز جمعه روز عبادت است ، پس خدا را عبادت كنيد ، و روز شنبه مخصوص آل محمد ( ص ) و روز يك شنبه مخصوص شيعيان آنان و روز دوشنبه روز بنى اميّه و روز سه شنبه روز نرمى و روز چهارشنبه روز بنى العباس و فتح آنان و روز پنجشنبه روز مباركى است كه صبح آن براى امت من بركت داده شده است .