آنچه در بارهء يك شنبه و بعد از آن آمده است
60 - مردى از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه آن حضرت از كنار قومى گذشت كه حجامت مىكردند ، فرمود : شما را چه مىشد اگر آن را تا شامگاه روز يك شنبه به تأخير مىانداختيد كه در آن صورت بيمارى را بيشتر دفع مىكرد .
61 - عمرو بن سفيان جرجانى مرفوعا از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه آن حضرت به يكى از دوستان خود فرمود : فلانى چرا بيرون نرفتى ؟ گفت : فدايت گردم امروز روز يك شنبه است . فرمود : مگر روز يك شنبه چيست ؟ آن مرد گفت : به خاطر حديثى كه از پيامبر ( ص ) نقل شده كه فرمود : از تيزى روز يك شنبه بترسيد كه تيزى آن مانند تيزى شمشير است . امام فرمود : دروغ گفتند ، دروغ گفتند ، پيامبر ( ص ) چنين نفرموده است ؟ همانا احد ، نامى از نامهاى خداوند است . مىگويد : گفتم : فدايت گردم پس « اثنين دوشنبه » چيست ؟ فرمود : به نام آن دو نفر نامگذارى شده است ، آن مرد گفت :
به نام آن دو نفر ناميده شده در حالى كه هنوز آنها به دنيا نيامده بودند ؟ امام صادق ( ع ) فرمود : وقتى به تو حديثى گفته مىشود آن را بفهم ، همانا خداوند روزى را كه پيامبر ( ص ) از دنيا رفت و نيز روزى را كه به وصيّ او ستم شد دانست و آن روز را به نام آن دو نفر نامگذارى كرد . مىگويد : گفتم : سه شنبه ؟ فرمود : روز سه شنبه آتش آفريده شد و اين است معناى سخن خداوند : « به سوى چيزى كه انكارش مىكرديد ، برويد ، به سوى دودى كه داراى سه شاخه است برويد كه نه سايه گستر است و نه از لهيب آتش باز مىدارد » . ( 1 ) مىگويد : گفتم : چهارشنبه ؟ فرمود : چهار ستون آتش در روز چهار شنبه بنياد شده است مىگويد : گفتم : پنجشنبه ؟ فرمود : خداوند بهشت را در روز پنجشنبه آفريد . مىگويد : گفتم : جمعه ؟ فرمود : خداوند در آن روز آفريدگان را براى ولايت ما جمع كرد : مىگويد : گفتم : شنبه ؟ فرمود : فرشتگان در آن روز به سوى خداوند توجه كردند و او را يگانه يافتند .
62 - ابو القاسم عبد الله بن احمد طائى از پدرش و او از امام رضا ( ع ) و او از پدرانش نقل مىكند كه امير المؤمنين ( ع ) فرمود : شنبه روز فريب و حيله و يك شنبه
هامش
( 1 ) سورهء مرسلات ، آيات 29 - 31 .