تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
توبهء تو با آن بوده و آنچه كه خدا بر تو لازم شمرده انجام مىشود . و حق روزه اين كه بدانى آن پرده اى است كه خداوند بر زبان ، گوش ، چشم ، شكم ، آلت جنسى تو زده تا به وسيلهء آن تو را از آتش بازدارد . پس اگر روزه را رها كنى پرده اى را كه خدا بر تو كشيده پاره كرده اى . و حق صدقه اين كه بدانى آن اندوختهء تو در پيشگاه پروردگارت بوده و وديعه اى كه نياز به گواه ندارد . پس اگر از اين امر آگاه شوى آنچه در پنهانى به وديعت مىگذارى براى تو از آشكارا مورد اعتمادتر خواهد بود و بدانى كه صدقه بلاها و بيمارىها را در دنيا و آتش را در آخرت از تو دفع مىكند . و حق قربانى اين كه با آن رضاى خدا را بخواهى نه رضا و خشنودى مردم را ، هدفت از آن جز قرار گرفتن در معرض رحمت خدا و رهايى روحت در روز رستاخيز نباشد . و حق سلطان اين است كه ، بدانى تو براى او وسيلهء آزمايشى و خداوند به وسيلهء سلطنت دادن به او ، او را به تو گرفتار ساخته است و بر توست كه خود را در معرض خشم او قرار ندهى تا خود را به دست خويش به هلاكت نيندازى و در بديهايى كه از جانب او به تو مىرسد ، شريك وى نشوى . و حق پرورش دهندهء علمى تو اين كه او را تعظيم نموده و به جايگاه او ارج نهاده و خوب به سخنان او گوش فرا داده و بر او اقبال كنى و اين كه صدايت را بر او بلند نگردانى ، و پاسخ كسى را كه از او پرسش كرده ندهى تا خودش پاسخ دهد و در جلسهء او با كسى صحبت نكرده و در نزد او غيبت كسى را ننمايى و آنگاه كه از او در نزد تو بدى گويند از او دفاع كرده و عيبهاى او را بپوشانى و فضايلش را آشكار سازى ، با دشمنان او ننشسته و با دوستان او دشمنى نكنى ، هر گاه چنين كنى فرشتگان خدا بر تو گواه شوند كه تو او را خواسته و دانش او به خاطر خداى متعال - نه به خاطر مردم - آموختى . و حق كسانى كه با حكومت كارهاى تو را تدبير مىنمايند اين كه از آنان اطاعت كرده و از فرمانشان - جز در مواردى كه موجب خشم خداست - سرپيچى نكنى ، چرا كه با معصيت آفريدگار ، اطاعت از آفريده شده روا نيست . و حق رعايا و زيردستانى كه به آنان سلطنت دارى اين كه بدانى آنان به جهت ناتوانى خود و توانمندى تو رعيّت تو شدند . از اين رو لازم است كه در ميان آنان با عدالت رفتار كرده و براى آنان همچون پدرى مهربان باشى و كارهايى را كه از روى نادانى انجام مىدهند براى آنان ببخشى ، و در كيفر آنان شتاب نكنى و از توانمندى كه خداوند در بارهء آنان به تو ارزانى داشته ، از حضرت حق سپاسگزار باشى . و حق شاگردانى كه از دانش تو بهره مىبرند اين كه بدانى كه خداوند در آن دانشى كه به تو ارزانى داشته و از گنجينهء دانش خود درى به روى تو گشوده ، تو را براى آنان سرپرست قرار داده . پس اگر به مردم با خوش رفتارى ، آموزش داده و بر آنان خشونت نكرده و از آنان دلتنگ نشوى ، خداوند دانش تو را از فضلش فزونى خواهد بخشيد ، ولى اگر دانشت را از مردم دريغ كرده و آنگاه كه از دانش تو بخواهند بر آنان بد خلقى كنى ، بر خداوند است كه دانش و آبروى تو را از تو بگيرد و جايگاه تو را از دلها بردارد . و حق زنت اين است كه بدانى خداوند او را براى تو مايهء آرامش و