مهاجران و انصار شما مىدانيد
و نيكان شما مىدانند كه پيامبر خدا ( ص ) فرمود : كار خلافت پس از من مال على ( ع ) سپس حسن و حسين ، سپس در خاندان من از نسل حسين قرار دارد ، شما سخن پيامبر خودتان را كنار گذاشتيد و در آنچه به شما تأكيد كرده بود خود را به فراموشى زديد ؟ و تابع دنيا شديد و نعمتهاى آخرت را ترك كرديد . همان جايى كه سراى جاويدان است و بنيان آن خراب نمىشود و اهل آن اندوهگين نگردد و ساكنان آن نمىميرند ، و چنين بودند امتهايى كه پس از پيامبرانشان كافر شدند و ( دين خدا را ) تبديل كردند و تغيير دادند و شما دقيقا همانند آنها شديد ، به زودى و بال كارتان را خواهيد چشيد و خداوند بر بندگانش ستمكار نيست ، سپس گفت :
آنگاه سلمان فارسى ( ره ) برخاست و گفت : اى ابو بكر ! وقتى قضاوتى براى تو رسيد ، به چه كسى كار خود را واگذار مىكنى ؟ و وقتى از آنچه نمىدانى پرسيده شدى ، به چه كسى پناه خواهى برد ؟ در حالى كه در ميان قوم ، دانشمندتر از تو و در كار خير ، كاراتر از تو و سرافرازتر از تو ، و از نظر پيشينه و خويشاوندى به رسول خدا ( ص ) ، نزديكتر از تو وجود دارد ؟ او به شما تأكيد كرد و شما سخن او را رها كرديد و سفارش او را از ياد برديد ، به زودى هنگامى كه قبرها را زيارت كرديد كار بر شما روشن خواهد شد ، در حالى كه پشت تو از سنگينىها سنگين شده است . اگر آن را به قبر خود حمل كنى به پيشينهء خود برگردى ، پس اگر به سوى حق برگشتى و در بارهء اهل آن با انصاف رفتار نمودى ، اين كار باعث نجات تو خواهد بود در روزى كه به عمل خود نيازمندى و در گودى قبر با گناهانت از آنچه انجام داده اى تنها ماندى ، تو همان را شنيدى كه ما شنيديم و همان را ديدى كه ما ديديم ولى اين كار تو را از آنچه مىكنى باز نداشته است ، در بارهء خود از خدا بترس كه كسى كه بيم داده شد ، عذر او پذيرفته نيست .
سپس مقداد بن اسود ( ره ) برخاست و گفت : اى ابو بكر ! از جايگاه خود تجاوز مكن و وجب خود را با اندازهء ميان انگشت ابهام و سبابه مقايسه كن ( يعنى از حد خود تجاوز مكن ) و به خطاى خود گريه كن كه اين در زندگى و مرگ براى تو مناسبتر است و اين كار را به آنجا كه خدا و رسولش قرار داده بازگردان ، به دنيا تكيه مكن و با فرومايگانى كه مىبينى ، به خود مغرور مباش ، به زودى دنياى تو خراب خواهد شد و به سوى پروردگارت بازخواهى گشت و او مطابق با عملت به تو جزا خواهد داد ، تو خود مىدانى كه اين كار از آن على ( ع ) است و او پس از پيامبر صاحب آن است ، همانا تو را نصيحت كردم ، اگر تو نصيحت مرا بپذيرى .
سپس بريدة الأسلمى برخاست و گفت : اى ابو بكر ! فراموش كردى يا خودت را به فراموشى زدى يا خودت را فريب دادى ؟ آيا به ياد نمىآورى هنگامى را كه پيامبر
الخصال ( فارسي ) — صفحة 199
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٩٩