خدا ( ص ) به ما فرمان داد كه به على ( ع ) به عنوان امير مؤمنان سلام بدهيم
در حالى كه پيامبر در ميان ما بود ؟ از پروردگارت بترس و پيش از آنكه نتوانى ، نفس خود را درياب و آن را از هلاكت نجات بده و اين امر را رها كن و آن را به كسى كه شايسته تر از توست واگذار ، و به گمراهى خود اصرار مورز ، و برگرد كه مىتوانى برگردى ، به تحقيق كه من تو را نصيحت كردم و آنچه نزد من بود به تو گفتم ، پس اگر بپذيرى موفّق مىشوى و هدايت مىيابى .
سپس عبد الله بن مسعود برخاست و گفت : اى گروه قريش ! شما مىدانيد و نيكان شما مىدانند كه اهل بيت پيامبرتان به آن حضرت از شما نزديكترند ، و اگر شما اين كار را به سبب نزديكى به پيامبر خدا ( ص ) ادعا مىكنيد و مىگوييد : ما سابقه دار هستيم ، خاندان پيامبرتان از شما به پيامبر نزديكتر و از نظر شما سابقه دارترند و على بن ابى طالب ( ع ) صاحب اين امر پس از پيامبرتان است ، پس آنچه را كه خدا براى او قرار داده به او بدهيد و به گذشتههاى جاهلى برنگرديد كه از زيانكاران خواهيد شد .
سپس عمّار ياسر برخاست و گفت : اى ابو بكر ! براى خود حقى را قرار مده كه خدا آن را به غير تو داده است و نخستين كسى مباش كه پيامبر خدا ( ص ) را نافرمانى كرد و در بارهء خاندان او به مخالفت برخاست و حق را به اهل آن برگردان تا بار تو سبك شود و و بال تو كم گردد و در حالى با پيامبر ملاقات كنى كه او از تو راضى است ، سپس به سوى خداوند رحمان بازگردى ، و او تو را مطابق عملت محاسبه كند و از آنچه كرده اى از تو بپرسد .
سپس خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين برخاست و گفت : اى ابو بكر ! آيا نمىدانى كه پيامبر خدا ( ص ) شهادت مرا به تنهايى قبول كرد و كس ديگرى را جز من نخواست ؟ گفت : آرى مىدانم . گفت : خدا را شاهد مىگيرم كه از پيامبر خدا ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : خاندان من ميان حق و باطل جدايى مىاندازند و آنان پيشوايانى هستند ، كه بايد به آنان اقتدا شود .
سپس ابو الهيثم بن تيهان برخاست و گفت : اى ابو بكر ما شهادت مىدهيم كه پيامبر خدا ( ص ) على ( ع ) را بلند كرد و انصار گفتند : او را جز براى خلافت بلند نكرده است و بعضىها گفتند : او را بلند نكرد مگر براى اينكه مردم بدانند كه او ولىّ هر كسى است كه پيامبر مولاى اوست ، پس فرمود : همانا اهل بيت من مانند ستارگان هستند آنها را پيش بيندازيد و از آنان پيشى نگيريد .
سپس سهل بن حنيف برخاست و گفت : شهادت مىدهم كه از رسول خدا ( ص ) بر منبر شنيدم كه فرمود : پيشواى شما پس از من على بن ابى طالب است ، و خيرخواه ترين كس براى امت من است .
الخصال ( فارسي ) — صفحة 201
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٠١