واضح و آشكار ، آن فقط يك بار در « نهج » آمده است چنان كه فرمايد : « فاتّقوا البدع و الزموا المهيع » خ 145 202 ، از بدعتها بپرهيزيد و ملازم راه روشن باشيد .
هيمن مهيمن : مراقب و حافظ
گويند :
« هيمن على كذا : صار رقيبا عليه »
آن فقط يك بار در « نهج » آمده است ، به اهل مصر مىنويسد :
« فانّ الله بعث محمدا صلى الله عليه و آله نذيرا للعالمين و مهيمنا على المرسلين » نامهء 62 451 ، گويا منظور از آن در اينجا « مصدّق » است يعنى خدا آن حضرت را تصديق كنندهء پيامبران فرستاد ، بعضى از شرّاح آن را شاهد معنى كردهاند يعنى حضرت در قيامت شاهد پيامبران خواهد بود .
هينم هينمه : صداى آهسته
هينوم : صدائيكه فهميده نمىشود
آن فقط دو بار در « نهج » آمده است ، در رابطه با غسل حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرموده :
« و لقد وليّت غسله صلى الله عليه و آله و الملائكة اعوانى فضجّت الدار و الافنية ملاء يهبط و ملاء يعرج ، و ما فارقت سمعى هينمة منهم يصلَّون عليه » خ 197 311 ، غسل آن حضرت را آغاز كردم ، خانه و اطراف آن از كثرت ملائكه به ضجّه آمد ، گروهى مىآمدند و گروهى بالا مىرفتند ، گوشم از صداى آرام آنها نياسود ، كه بر آن حضرت نماز مىخواندند و صلوات مىگفتند
« الاصوات المهينمة » خ 83 صداهاى آرام .
هيم هيام : عطش و تشنگى :
« هام هياما : عطش »
و گويند عطشى كه سيراب شدن ندارد و نيز به معنى رفتن بدون مقصد است ، سه مورد از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء اهل بيت عليهم السلام فرموده : « و هم ازمّة الحقّ و اعلام الدين و السنة الصدق فانزلوهم باحسن منازل القرآن و ردوهم ورود الهيم العطاش » خ 87 120 ، آنها زمام حق و پيشوايان دين و زيانهاى گوياى راستى هستند ، پس آنها را به بهترين منازل قرآن نازل كنيد ، و به سوى آنها آييد مانند ورود شتران تشنه به آبشخور
« هيم » جمع « اهيم » و آن شترى است كه درد تشنگى دارد و سيراب نمىشود
در دعاى باران فرموده : « اللَّهم قد انصاحت جبالنا و اغبّرت ارضنا و هامت دوابّنا » خ 115 171 خدايا كوههاى ما خشكيد ، و زمين ما غبار آلود و تيره رنگ