انتها و آخرت است از وئل الى الله : رجع اليه » يعنى بترسيد از خدا ترسيدن كسى كه نگاه كرده به آمدن انتهاء و عاقبت عمل و رجوع محلّ رجوع
وأى ( مثل عقل ) وعده دادن ، ضامن شدن :
« وأى يئى وأيا : وعد - و الشىء : ضمنه »
سه مورد از آن در « نهج » آمده است ، از جملهء دعاهاى آن حضرت است : « اللَّهم اغفر لى ما وأيت من نفسى و لم تجدله وفاء عندى » خ 78 104 ، خدايا براى من ببخش آنچه را كه از خودم وعده كردم و از من نسبت به آن وعدهء وفا نديدى . به ابو موساى اشعرى دربارهء حكمين مىنويسد : « و ليس رجل فاعلم احرص على امّة محمد صلى الله عليه و آله و سلَّم و الفتها منّى . . . و سافى بالذى وأيت على نفسى » نامهء 78 466 ، كسى از من حريصتر بر امّت محمد ص و ائتلاف آن نيست ، و حتما به آنچه بر نفسم وعده كردهام وفا خواهم نمود .
وبىء وباء مرضى است عفونى و همه گير و مسرى ، ( نعوذ باللَّه منه ) آن به صورت وصف چهار بار در « نهج » آمده است ، در حكمت 376 فرموده : « انّ الحقّ ثقيل مرىء و انّ الباطل خفيف وبىء » گويند : « ارض و بيئة » يعنى زمين است كه و با زياد دارد ، مىفرمايد : حق ثقيل است ولى گوارا و عاقبت بخير و باطل خفيف و سبك است و دلپسند ولى وباناك و شايد منظور از آن سختى و تحمل ناپذيرى باشد .
و در حكمت 367 فرمايد : « يا ايّها الناس متاع الدنيا حطام موبىء فتجنّبوا مرعاه » اى مردم متاع دنيا گياهى است خشك و با آلود از چراگاه آن بپرهيزيد « شربا و بيئا » خ 162 232 يعنى شربى و با آلود . و نيز فرموده : « كانّكم نعم اراح بها سائم الى مرعى وبىء » خ 157 250 ، گويا شما چهار پايانى هستيد كه چوپانى آنها را به چراگاه و با آلوده برده است .
و بر ( مثل شرف ) كرك . آن موى شتر و نحو آن است در مقابل پشم گوسفند :
« الوبر للابل و الارانب كالصوف للغنم »
خيمه و چادر را « بيت و بر » گويند اين لفظ سه بار در « نهج » آمده است ، در رابطه با اين كه پادشاهان ايران و روم بنى اسرائيل را رعيّت و نوكر خود كردند فرموده است : « كانت الاكاسرة و القياصرة