تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 741

مساهمون:

ص٧٤١
و در شكايت از اهل زمان خويش فرموده : « اهله معتكفون على العصيان مصطلحون على الادهان » خ 233 354 ، اهل زمان شما بر گناه ملازم و بر سازشكارى گردن نهند
عكم ( بر وزن جسر ) كيسه و گونى مانندى كه زن ذخيرهء خود را در آن مىگذارد : « سفط تجعل فيه المرأة ذخيرتها » و آن فقط يك بار در « نهج » ديده مىشود ، دربارهء فتنه‌هاى بعد از خود فرموده : « قائدها خارج من الملَّة قائم على الضلَّة فلا يبقى يؤمئذ منكم الَّا ثفالة كثفالة القدر او نفاضة كنفاضة العكم » خ 108 157 رئيس آن فتنه از دين خارج و بر ضلالت مقيم است ، از شما در آن روز نمىماند مگر ته مانده اى مانند ته ماندهء ( دردى ) ديك يا ريخته شده اى مانند ريخته شدهء كيسه . « نفاضه » آن را گويند كه در وقت حركت دادن از بقاياى خاك مثلا از گونى بيرون ريزد
علج علاج به كسر اوّل معالجه و مداوا و نيز به معنى دوا آيد ، از اين ماده چهار مورد در « نهج » آمده است ، در وصف حق تعالى فرموده : « لا يدرك بوهم . . . و لا ينظر به عين و لا يحدّ به اين و لا يوصف بالازواج و لا يخلق بعلاج » خ 182 262 ، خدائى كه با وهم درك نشود و با چشم ديده نمىشود ، و با مكانى محدود نمىگردد و با امثال و همتا وصف شدن ندارد و با علاج و تلاش نمىآفريند ( بلكه كارش كن فيكون است ) دربارهء قتال اهل شام فرموده : « فما وجدتنى يسعنى الَّا قتالهم او الجحود بما جاء به محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله فكانت معالجة القتال اهون علَّى من معالجة العقاب » خ 54 91 ، خودم را نيافتم مگر در حالى كه يا بايد با اهل شام بجنگم و يا دين محمد را انكار كنم ( چون در دين اسلام قتال امام با اهل بغى واجب است ) معالجه و چاره جوئى آشوب آنها با جنگ بر من آسانتر بود از معالجه با عذاب خداوند . در رابطه با كعبه فرموده است : اگر خداوند كعبه را از ياقوت و زمرّد قرار مىداد شكّ را از سينه‌ها مىبرد و تلاش و وسوسهء شيطان را از قلوب برمىداشت و تلاطم اضطراب را از مردم دور مىكرد ولى خواسته است مردم را با شدائد بيازمايد چنان كه فرمايد : « و لوضع مجاهدة ابليس عن القلوب و لنفى معتلج الريب من الناس » خ