« حتّى فتر معلَّله » يعنى خدمت كننده اش سست و خسته شد « فطع العلم عذر المتعلَّلين » حكمت 284 يعنى علم به دين و احكام اسلام عذر اهل عذر را قطع كرده است نمىتوانند روز قيامت بگويند : * ( « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ » ) * در خ 29 73 فرموده : « اعاليل باضاليل » خ 29 73 يعنى تعللَّهاست با اباطيل ، رجوع به « ضلل » اعاليل جمع اعلوله به معنى تعلل كننده و يا جمع اعلال و آن جمع علل و آن جمع علَّة است ، منظور از آن اسم است يعنى « انتم اعاليل باضاليل » و يا از باب زيد عدل مىباشد
علم دانستن و دانش . اسم و مصدر هر دو آمده است ، به معنى اظهار و روشن كردن و دليل و حجّت نيز به كار رود . عليم : بسيار دانا ، صيغهء مبالغه است و نيز علَّام .
از اين ماده موارد بىشمارى در « نهج » آمده است دربارهء علم خود فرموده : « ايّها الناس سلونى قبل ان تفقدونى ، فلا بطرق السماء اعلم منّى بطرق الارض قبل ان تشغر برجلها فتنة تطأفى خطامها و تذهب باحلام قومها » خ 189 280 مردم از من هر چه مىخواهيد بپرسيد ، قبل از آنكه مرا از دست بدهيد ، من به راههاى آسمان از راههاى زمين داناترم ، ( از من بپرسيد ) پيش از آنكه فتنه اى پايش را بلند كند ، فتنه ايكه در افسار خود بدون قائد مىرود ، و عقول اهل خود را از دست مىگيرد ، تشبيهات عجيبى است صلوات و سلام خدا بر آن خلَّاق سخن باد ، و در خ 93 137 فرموده : از من بپرسيد پيش از آنكه مرا از دست بدهيد به خدائى كه جان من در دست اوست از من نمىپرسيد از چيزى ميان شما و قيامت و نه از گروهى كه صد نفر را گمراه نمايد مگر آنكه به شما خبر مىدهم كه منادى آن و قائد آن و سائق آن و اردوگاه آن كجاست و كدام كس از آنها با اجل و كدام مقتول مىشود و در خ 175 250 در دو مورد اشاراتى عجيبى از علم آن حضرت آمده است .
دربارهء علم خدا و احاطهء او ، كلمات و تعبيرات عجيب و غريب دارد در خ 178 ، 182 ، 198 ، و غيره ، بالاتر از همه خطبهء 91 ( اشباح ) ص 134 و 135 است كه ابن ابى الحديد بعد از نقل آن متحيّرانه مىگويد : اگر اين سخن را ابراهيم خليل