و التقوى عدّة وفاته » خ 76 103 ، خدا رحمت كند شخصى را كه استقامت را مركب نجات و تقوى را ذخيرهء وفاتش قرار داده است .
عدل برابرى . و آنچه گفتهاند از قبيل : مثل ، فديه ، ضدّ جور ، همه از مصاديق اوّل هستند . عدل مصدر و اسم مصدر هر دو آمده است . ايضا عدل و عدول به معنى ميل كردن و انحراف و ظلم آمده است ،
در مجمع البيان فرموده : فرق بين عدل - به كسر اول - و عدل به فتح اوّل آن است كه اولى به معنى مثل و ديگرى به معنى بدل و عوض شىء است
موارد بسيارى از اين ماده در « نهج » آمده است ، دربارهء حق تعالى فرموده : « و عدل فى كل ما قضى و علم ما يمضى و ما مضى » خ 191 283 ، در هر چه حكم كرده به عدالت حكم كرده است و مىداند آنچه را كه مىگذرد و آنچه را كه گذشته است و نيز فرموده : « و اشهد انه عدل عدل و حكم فصل » خ 214 330 گواهى مىدهم كه خدا يكپارچه عدالت است و كار به عدالت كرده است و او داور و حاكم است و به عدالت داورى كرده است .
« سئل عليه السلام : « ايّهما افضل : العدل او الجو فقال عليه السلام العدل يضع الامور مواضعها و الجود يخرجها من جهتها و العدل سائس عام و الجود عارض خاصّ فالعدل اشرفهما و افضلهما » حكمت 437 . از آن حضرت سئوال شد . عدالت بهتر است يا جود و بخشش فرمود : عدالت هر شىء را در جاى خودش مىگذارد ولى جود و بخشش شىء را از جهت خودش خارج مىكند ، عدالت سياست و اداره كنندهء عمومى است ولى بذل پيشامد خصوصى است ، پس عدل اشرف و افضل هر دو است .
ترسيم عجيبى است عدالت گذاشتن هر چيز در محلّ خود است ولى بذل آن است كه كسى را بدون آنكه مستحق و در مسير عدالت باشد بدهى زيرا كارى نكرده است ، از آن طرف عدالت جامعه را اداره مىكند ولى بذل يك وضع ناگهانى و گاه گاهى است كه به كسى چيزى بدهى پس عدل افضل است .
راجع به « تيول » هاى عثمان فرمود : « و الله لو وجّدته قد تزوّج به النساء و ملك به الاماء لردوته فان فى العدل سعة و من ضاق عليه العدل فالجور عليه اضيق » خ 15 57 .
گويند : حضرت در روز دوم خلافت خويش اين سخنان را فرموده است به خدا قسم اگر معلوم شود كه با آن تيول ، زنان تزويج شده و كنيزان خريدارى شده است همه را به بيت المال برمىگردانم ، چون در عدالت وسعت و فراخى هست و هر كس عدل بر او تنگ شده و نتوانست با عدل ادارهء امور كند ، ظلم بر او تنگتر