« وصف » توضيح داده خواهد شد . مرجع بر وزن مجلس : رجوع و محل رجوع ، مصدر و اسم مكان است ، چنان كه چندين بار در « نهج » ديده مىشود .
رجف لرزيدن و لرزاندن ، لازم و متعدى آمده است ، از اين ماده پنج مورد در « نهج » ديده مىشود ، در رابطه با عدل خداوند فرمود : « اذا رجفت الراجفة و حقّت بجلائلها القيامة . . . فلم يجز فى عدله و قسطه يومئذ خرق بصر فى الهواء و لا همس قدم فى الارض الَّا بحقه » خ 23 ، 345 چون زمين لرزنده بلرزد و قيامت با اهوالش واقع شود ، در عدالت خداوند مجازات نشود ، نفوذ نگاهى در هوا و نه صداى آرام قدمى در زمين ، مگر به حق و عدالت ، السلام عليك يا امير المؤمنين و اى خلَّاق سخن
رجوف ( بر وزن رؤف ) بسيار لرزاننده ، چنان كه دربارهء فتنهها فرموده : « ثم يأتى بعد ذلك طالع الفتنة الرجوف و القاحمة الزحوف » خ 151 ، 210 سپس مىآيد مقدمات فتنهء لرزاننده فتنهء شكنندهء حمله كننده . « رواجف » جمع راجفه است چنان كه در خ 221 .
رجل مرد . رجال : مردان . چنان كه فرمايد : « الناس ابناء الدنيا و لا يلام الرجل فى حبّ امّه » حكمت 303
« ارتجال » به چند معنى آمده است از جمله سخن گفتن بدون مقدّمه و بدون آماده كردن . گويند :
« ارتجل الكلام : تكلَّم به من غير ان يهيّئه »
آن فقط يك دفعه در « نهج » آمده است ، خلَّاق سخن صلوات الله عليه در وصف مردگان فرمايند : « و لكنّهم سقوا كأسا بدلَّتهم بالنطق خرسا و بالسمع صمما و بالحركات سكونا فكانّهم فى ارتجال الصفة صرعى سبات » خ 221 ، 339 يعنى ليكن آنها جامى به سر كشيدهاند كه گويائىشان را مبدّل به لالى كرده و شنوائىشان را به كرى . حركاتشان را به سكوت گوئى آنها در وصف اوّل و بدون دقّت ، افتادگان خوابند يعنى در اثر خواب به زمين افتادهاند « صرعى » به زمين افتادگان « سبات » : خواب
رجل ( بر وزن جسر ) پا . جمع آن ارجل است ، آنگاه كه در صفين فرمان حمله مىداد ، دربارهء معاويه فرمود : « و قد قدّم للوثبة يدا و اخّر للنكوص رجلا فصمدا صمدا