سمينها غثّا » خ 190 ، 282 دنيا نسبت به انسان مانند روزى مىشود كه گذشته و يا ماهى كه منقضى شده است و تازه اش كهنه و فربهش لاغر مىشود .
رجا ارجاء : تأخير انداختن :
« ارجا الامر : اخّره »
از اين لفظ دو مورد در « نهج » آمده است ، كسى از آن حضرت خواست او را موعظه كند فرمود : « لا تكن ممّن يرجو الآخرة به غير العمل و يرجّى التوبة به طول الامل » حكمت 150 نباش ، مانند كسى كه آخرت را اميد دارد بدون عمل و توبه را تأخير مىاندازد با آرزوى دراز « ترجئه » تأخير انداختن است .
رجّ حركت دادن و حركت كردن :
« رجّ الشىء رجّا حركه و تحرك »
سه مورد از اين لفظ در « نهج » آمده است ، دربارهء معاد فرموده : « و جاء من امر اللَّه ما يريده من تجديد خلقه ، اماد السمآء و فطرها و ارجّ الارض و ارجفها و قلع جبالها و نسفها » خ 109 ، 161 ، مىآيد از فرمان خدا آنچه مىخواهد از آفرينش جديد ، حركت مىدهد آسمانرا و مىشكافد آن را و زمين را حركت مىدهد و مىلرزاند و كوههايش را بركنده و ريز ريز مىكند . در بعضى نسخهها « رجّ » است به طور ثلاثى . امّا كلام آنحضرت « رجّة صدره » در « رده » خواهد آمد .
رجيج مضطرب . متحرّك . در رابطه با ملائكه فرموده : « و حشابهم فتوق اجوائها و بين فجوات تلك الفروج زجل المسبّحين منهم فى حظائر القدس . . . و وراء ذالك الرجيح الذى تستكّ منه الاسماع سبحات نوز . . . » خ 91 ، 129 ( اشباح ) يعنى شكافهاى آسمانها را با ملائكه پر كرد ، و ميان فضاهاى آن شكافها صداهاى بلند شدهء تسبيح كنندگانست در حظيرههاى قدس . و در پى آن زلزله و اضطراب كه گوشها از آن كر مىشود ، طبقات نور است .
رجح رجوح و رجحان در اصل ميل و سنگينى ترازوست گويند :
« رجح الميزان رجوحا : مال »
على هذا آن به معنى برترى به كار مىرود ، از اين ماده چهار مورد در « نهج » آمده است . دربارهء حمد خدا فرموده : « فانّه ارجح ما وزن و افضل ما خزن » خ 2 ، 46 ، حمد خدا برترين و سنگينترين چيزى است كه وزن شده و بهترين چيزى است كه ذخيره گشته است