على القطب . . . « نامه » 1 ، 363 . بدانيد مدينه اهل خود از جا كنده و آنها نيز او را از جا كندهاند ( يعنى همه به يارى من بيرون شدهاند ) و جوشيده است مانند جوشيدن ديك ، و فتنه بر قطب مملكت و امام مسلمين ( در بصره ) بر پا شده است . به هنگام ملاقات دشمن چنين مىگفت : « اللهم قد صرّح مكنون الشنئان و جاشت مراجل الاضغان . اللهم انّا نشكوا اليك فقد نبيّنا و كثرة عدّونا و تشتت اهوائنا » نامهء 15 ، 374
رجم سنگ زدن . سنگسار كردن :
« رجمه رجما : رماه بالحجارة »
معانى ديگرى نيز دارد . چهار مورد از اين لفظ در « نهج » آمده است آنحضرت به خوارج كه عامل كبيره را كافر مىدانستند فرمود : مىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله زانى محصن را سنگسار كرد ، بعد به جنازه اش نماز خواند و ارث او را به ورثه اش داد : « و قد علمتم انّ الله صلى الله عليه و آله رجم الزانى المحصن ثمّ صلَّى عليه ثم ورّثه اهله » خ 127 ، 184 و اگر زانى كافر بود بر او نماز نمىخواند و ارثش را به ورثه اش نمىداد .
رجم گاه به معنى طرد و راندن آيد چنان كه درباره دشمنان فرموده : « انّهم لن يزولوا عن موافقهم . . . حتى يرموا بالمناسر تتبعها المناسر و يرجموا بالكتائب تقفوها الحلائب » خ 124 ، 181 ، يعنى : آنها هرگز از مواضع خود كنار نمىشوند تا دفع شوند ( زده شوند ) با فوجها در پى فوجها و طرد شوند با كتيبهها كه در پى آنهاست سواره نظامها « حلائب » : اسبان جمع شده از هر سو . درباره شيطان فرموده : « ورماكم من مكان قريب . . . قذفا بغيب بعيد و رجما بظَّن غير مصيب » خ 192 ، 187 ، اينجا نيز به معنى طرد و دفع است .
در رابطه با علم خدا فرموده : « عالم السّر من ضمائر المضمرين و نجوى المتخافتين و خواطر رجم الظنون » خ 91 ، 134 « رجم الظنون » يعنى ظنون انداخته شده به قلب ، رجم در اينجا قذف و انداختن است يعنى خدا عالم است به راز رازداران ، و نجواى سرّ گويان و به انداخته شدههاى اذهان ( خطور قلبى )
رجاء اميد . « راج » : اميد دارنده : « مرجوّ » اميد گرفته شده از اين كلمه موارد زيادى در « نهج » يافته است : « لا تكن ممّن يرجو الآخرة به غير العمل » حكمت 150 و نيز