مراجيح جمع مرجح به معنى حليم و وزين است دربارهء آنان كه آرزو كرده با آنها باشد فرموده : « و اللَّه ميامين الرأى ، مراجيح الحكم ، مقاويل بالحق ، متاريك للبغى » خ 116 ، 174 ، به خدا قسم مبارك رأى ، وزين عقل ، گويا به حق ، ترك كنندهء ظلم بودند . « مرجحنّ » بر وزن مقشّعر : سنگين و وزين . گويند :
« ارجحنّ الحجر : مال هاويا »
در وصف ملائكه فرموده : « فصف جبرئيل و ميكائيل و جنود الملائكة المقرّبين فى حجرات القدس مرجحنّين » خ 182 ، 262 وصف كن جبرئيل و ميكائيل و لشكريان ملائكه مقربين را كه در غرفههاى قدس از عظمت خدا سر به زير و مايل به پائين هستند .
رجس پليد ، قذر . جمع آن ارجاس است كه تنها يك بار در « نهج » آمده است : دربارهء پاره اى از فتنههاى بعد از خود فرموده : « ترد بمرّ القضاء و تحلب عبيط الدماء و تثلم منار الدين و تنقض عقد اليقين تهرب منها الاكياس و تدبّرها الارجاس » خ 151 ، 211 يعنى روى مىآورد با حكم تلخ ، مىدوشد ( مىريزد ) خونهاى تازه را ، مىشكند ستون دين را ، باز مىكند گره بقين را . اشخاص زيرك از آن مىگريزند ، و پليدها آن را تدبير مىكنند .
رجع رجوع و رجعى : برگشتن و برگرداندن . لازم متعدى هر دو آمده است ، همچنين است رجعان به ضم اوّل و مرجع كه مصدر ميمى است از اين ماده موارد زيادى در « نهج » آمده است ، دربارهء خلافت خويش فرموده : « لا يقاس بآل محمد صلى اللَّه عليه و آله من هذه الامّة احد . . . هم اساس الدين . . . الآن اذرجع الحق الى اهله و نقل الى منتقله » خ 2 ، 47
استرجاع : طلب رجوع و نيز گرفتن آنچه داده مىشود ، بعد از دفن حضرت فاطمه عليها سلام خطاب بقبر رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « فلقد استرجعت الوديعة و اخذت الرهينة . امّا خزنى فسرمد و امّا ليلى فمسهّد » خ 202 ، 320 گويا منظور آنست كه يا رسول الله تو امانت خويش را خواستى و من برگشت دادم ، يعنى : امانت تو برگشت داده شد و رهن شما توسط خودتان اخذ گرديد ولى غصّهء من تمام نشدنى و شبهايم بىخوابى است .
رجيع برگشت داده فعيل بمعنى مفعول است چنان كه خ 83 ، 113 آمده و در