انفذ امره اختار آدم عليه السلام خيرة من خلقه و جعله اوّل جبلَّته و اسكنه جنّته و ارغد فيها اكله و اوعز اليه فيما نهاه عنه ، و علمه انّ فى الاقدام عليه التّعرض لمعصيته و المخاطرة بمنزلته فاقدم على ما نهاه عنه - موافاة لسابق علمه - فاهبطه بعد التوبة ليعمر ارضه بنسله و ليقيم الحجة به على عباده و لم يخلهم بعد ان قبضه ممّا يوكَّد عليهم حجة ربوّبيته و يصل بينهم و بين معرفته بل تعاهدهم بالحجج على السن الخيرة من انبيائه » خ 91 ، 133 يعنى : چون خدا زمين خود را براى خلقت بشر آماده كرد و فرمانش در اين رابطه جاى خود را گرفت آدم عليه السلام را از خلقش برگزيد و او را اولين آفريده كرد و در بهشتش جاى داد ، خوردنىاش را در آن ، فراوان نمود ، و در آنچه نهى كرده بود به او فهماند كه اگر اقدام به خوردن آن كند به معصيت دچار خواهد شد و مقامش به خطر خواهد افتاد ، ولى آدم از منهّى عنه خورد تا با علم سابق خدا برابرى كند خداوند او را بعد از توبه اش به زمين افكند تا توسط نسل او زمين را آباد گرداند و با او حجت خويش را بر بندگان اقامه كند ، پس از وفات آدم مردم را از رهبر خالى نگذاشت بلكه پيامبرانى فرستاد و به زبان آنها حجت را تمام كرد . موافاة لسابق علمه يعنى چه در عبارت گذشته چنين خوانديم : « فاقدم على مانهاه عنه موافاة لسابق علمه » آدم از شجرهء منهّيه خورد براى برابر شدن با علمه گذشتهء خدا ، ظاهرا منظور از علم سابق خدا آنست كه خدا مىدانست : آدم به دستور عمل نخواهد كرد و فريفتهء شيطان خواهد شد ، ولى اگر بگوئيم : علم سابق همان جعل خليفه در زمين است چنان كه فرموده : * ( ( وَإِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ ) ) * در اين صورت از آن بوى جبر مىآيد ، ظاهرا براى همانستكه : ابن ابى الحديد « موافاة » را مفعول مطلق گرفته ، نه مفعول له ، زيرا كه او معتزلى است و عقيده به جبر ندارد . آدم عليه السلام و كعبه قرآن مجيد داستان كعبه را از ابراهيم عليه السلام شروع مىكند ، ولى در
مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 33
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٣٣