است يكى آنجا كه به فرماندار بصره عثمان بن حنيف مىنويسد : « يابن حنيف فقد بلغنى انّ رجلا من فتية اهل البصرة دعاك الى مأدبة فاسرعت اليها » ك 45 ، 416 يعنى اى پسر حنيف به من خبر رسيد كه مردى از اهل بصره تو را به ميهمانى دعوت كرده و تو شتابان به آنجا رفته اى . ديگرى آنجا كه دربارهء خدا فرمايد : « سبحانك خالقا و معبودا . . . خلقت دارا و جعلت فيها مأدبة مشربا و مطعما و ازواجا و خدما و قصورا و انهارا . . . » خ 109 ، 159 منظور از « دارا » بهشت است .
آدم ابو البشر عليه السلام ، اين كلمه مجموعا هفده بار در نهج البلاغه به كار رفته ، هشت بار « ابن آدم » و نه بار فقط آدم و يك بار نيز كلمهء « آدميين » آمده است .
آنچه نهج البلاغه دربارهء آدم عليه السلام گفته همانستكه قرآن مجيد مىفرمايد و آن اينكه : خلقت آدم و بشر اوليّه يك خلقت مستقل و بىسابقه است ، و به طور دفعى آفريده شده ، همانطور كه عصاى موسى عليه السلام با اراده و مشيت الهى دفعتا و آنا مبدّل به اژدها شد ، هكذا گل و مجسّمهء آدم با نفخهء الهى مبدّل به انسان و آدم گرديد و حقيقت * ( ( فَإِذا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَه ساجِدِينَ ) ) * حجر : 19 به وقوع پيوست .
از فرضيّهء نشو و ارتقاء و تكامل جسمى در اسلام خبرى نيست و اگر روزى مانند « دو دو تا چهار تا » ثابت شود ، باز آن در رابطه با انسان نيست و دربارهء ديگر موجودات زنده خواهد بود ، زيرا آيات قرآن مجيد در مستقل آفريده شدن انسان قابل تأويل نمىباشد ، قرآن مجيد فرموده : خداوند به ملائكه فرمود : من از گل خشكيده بشرى خواهم آفريد ، چون او را ساخته و از روح خود در آن دميدم به او سجده كنيد : * ( ( وَإِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ فَإِذا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَه ساجِدِينَ ) ) * حجر : 28 و 29 .
امام صلوات الله عليه مشروح اين سخن را در نهج البلاغه در خطبهء اوّل پس از بيان خلقت آسمانها و زمين چنين فرموده : « ثم جمع الله سبحانه من حزن الارض و سهلها و عذبها و سبخها تربة سنّها بالماء حتى