« و الله مستأديكم شكره و مورّثكم امره » خ 241 ، 358 ، خداوند شكر نعمتهايش را از شما مىطلبد و دستورات خويش را به شما ارث مىگذارد كه رعايت كنيد .
اذن اجازه و اراده : « فخذ ما اعطاك من ذهب او فضّة فان كان له ماشية او ابل فلا تدخلها الَّا باذنه » ك 25 ، 381 ، به عامل صدقات مىنويسد : آنچه زكات دهنده از طلا و نقره به تو داد بگير ، اگر او چهار پايان يا شتر داشته باشد ميان آنها داخل نشو مگر به اذن او . « فاذا كانت الهزيمة باذن الله فلا تقتلوا مدبرا و لا تصيبوا معورا » ك 14 ، 373 چون دشمن به ارادهء خدا به هزيمت رسيد ، هيچ فرار كننده اى را نكشيد و عاجزى را نگيريد ، معور كسى را گويند كه از نگهدارى خويش عاجز است ، گويند : « اعوز : ابدى عورته »
ايذان اعلام . « اما بعد فان الدنيا ادبرت و آذنت بوداع » خ 28 ، 71 : دنيا پشت كرده و اعلام وداع نموده است .
اذُن گوش . امام صلوات الله عليه دربارهء قربانى فرموده : « و من تمام الاضحّية استشراف اذنها و سلامة عينها فاذا سلمت الاذن و العين سلمت الاضحيّة و تمّت » خ 53 ، 90 از تمام قربانى توجّه به گوش و توجّه به سلامت چشم آنست ، چون گوش و چشم سالم باشد ، قربانى سلامت و تمام است ، جمع أذن آذان است چنان كه در رابطه با شيطان فرموده : « و حذّركم عدّوا نفذ فى الصدور خفيّا و نفث فى الآذان نجيّا فاضلّ و ارادى » خ 83 ، 112 شما را بر حذر داشته از دشمنى كه مخفيانه در سينهها راه يافته و به طور نجوى در گوشها دميده ، گمراه و پست كرده است . فعل اين كلمه به معنى گوش دادن به كار رفته است چنان كه آنحضرت به معاويه عليه لعائن الله مىنويسد : « و اعلم انّ الشيطان قد ثبّطك عن ان تراجع احسن امورك و تأذن لمقال نصيحتك » نامهء 73 ، 463 بدان شيطان تو را باز داشته از اينكه به بهترين امورت ( آخرت و تقوى ) رجوع كنى و به كلام نصيحت گوش بدهى .
اذى آن در اصل به معنى ناخوشايند و ناپسند است :
« الاذّية و الاذى هى المكروه »
فلانى مرا اذيّت كرد ، يعنى دربارهء من كار ناپسندى انجام داد ، امام