امير المؤمنين كلمات ناقابل و نارساى من چگونه ميتواند كلمات ما فوق بلاغت تو را ترجمه نمايد ( چه كند بينوا همين دارد )
حشد ( بر وزن عقل ) : جمع كردن . حشود : سرعت كردن در تعاون
« حشد الشىء : جمعه »
از اين ماده فقط دو مورد در « نهج » آمده است و هر دو در خطبهء غرّاء ، در رابطه با موعظه فرموده : « الآن عباد الله و الخناق مهمل و الروح مرسل فى فينة الارشاد و راحة الاجساد و باحة الاحتشاد » خ 13 ، 114 ، الان عمل كنيد بندگان خدا ، ريسمان خفه كننده گشاد است ( مرگ گلويتان را نفشرده ) روح رها شده است ( قبض نگشته ) در حال عقل و در ميدان جمع شدن و تعاون .
و در رابطه با از دنيا رفتن فرمايد : سپس انداخته مىشود در روى تختهها از سفر برگشته و در رنج و لاغر شده از مرض ، يارانى از فرزندان و عجله كنندگانى از برادران او را بر دوش مىكشند : اينك عين عبارت : « ثمّ القى على الاعواد رجيع وصب و نضو سقم تحمله حفدة الولدان و حشدة الاخوان » خ 83 ، 113 « حشده » جمع حاشد به معنى سرعت كنندگان است .
حشر جمع كردن . و بيرون كردن از محلّ :
« حشر الناس : جمعهم »
« حشر فلانا : جلاه عن وطنه »
« محشر » اسم مكان است . از اين ماده چهار مورد در « نهج » آمده است در رابطه با محشور شدن با رسول الله ( ص ) فرموده : « اللَّهم . . . احشرنا فى زمرته غير خزايا و لا نادمين » خ 106 ، 154 ، خدايا ما را در گروه رسول خود محشور فرما بىآنكه خوار و پشيمان باشيم : « و اراق دموعهم خوف المحشر » خ 32 ، 75 .
حشش حشّ : افروختن آتش :
« حشّ النار : اوقدها »
از اين ماده فقط دو مورد در « نهج » آمده است ، خطاب به خوارج فرموده : چه بد آتش افروز جنگيد شما ، افّ بر شما ، جز شرّ از شما نديدم ، روزى با صداى بلند ندايتان مىكنم و روزى با نجوى با شما سخن مىگويم ، نه آزادگان راستيد بهنگام ندا و نه برادران مطمنّيد در وقت نجوى . : « لبئس حشّاش نار الحرب انتم ، افّ لكم لقد لقيت منكم برحا يوما اناديكم و يوما أناجيكم فلا احرار صدق عند النداء و لا اخوان ثقة عند النجاء » خ 125 ، 183 « حشّاش » جمع حاشّ است : افروزنده .