پس او اين را مىگفت ، سپس كار خلافت را به شورى ميان شش نفر سپرد ، پس ويل بر او باد از پروردگارش ! ! .
أبو الهذيل گفت : به خدا همين طور كه با من سخن مىگفت ناگاه بهم ريخته و عقلش رفت ، من نيز داستان او را براى مأمون نقل كردم ، و سر گذشت او اين بود كه تمام مال و ملك او را از سر حيله و خيانت بردند ، پس مأمون او را نزد خود احضار كرده و درمانش نمود و عقل او بخاطر اين مشكلات زايل شده بود ، پس مال و ملكش را به دو بازگردانده و نديم خود ساخت ، و شيعه شدن مأمون براى همان بود ، و بر هر حالى حمد و ستايش فقط در خور خداوند است .
و در آثار حضرات ائمّهء ابرار عليهم السّلام اخبارى در فضيلت علمايى از شيعه آمده كه خود را وقف مبارزه با أهل بدعت و گمراهى نموده و مانع تسلَّط ايشان بر ضعفاى شيعه و مساكين اينان شدند ، و به قدر توان و امكانات سدّ راه آنان گرديدند .
يكى از آنها روايتى است منقول از امام حسن عسكرىّ عليه السّلام كه :
261 - امام صادق عليه السّلام فرموده : علماى شيعهء ما همچون مرزداران ، مانع يورش ابليس
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 335
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٣٣٥