خود را در نقاط خشك بنا كنند . خانههاى رشت در مقايسه با خانههاى نقاط ديگر ايران حقيرتر به نظر مىرسد . براى اينكه بارانهاى فراوان اين منطقه سقف خانهها را فرو نريزد بامها را سفالى مىسازند تا آب در آنها جريان پيدا نكند .
شالى زارها و مردابهائى كه اين شهر را احاطه كرده است هواى آن را ناسالم ساخته است . مخصوصا در فصل تابستان بيماريهاى مسرى در اين منطقه زياد ديده مىشود . با وجود آنكه در رشت وفور نعمت است ولى مردم به علت گرسنگى نيمه مرده به نظر مىرسند . استخرهاى اين شهر پر از قورباغههائى است كه مانند كلاغها فضا را با قيل و قال خود پر مىكنند و اين هياهو آنقدر زياد است كه تا كسى به آن عادت نكند نمىتواند به آرامى بخوابد .
رشت از نظر هانوى
Hanway
هانوى در سال 1157 هجرى ( 1744 ) دربارهء رشت چنين مىنويسد :
بيست سال است كه رشت از جنگلهاى انبوهى احاطه شده و همين امر هواى ناسالمى به اين منطقه بخشيده است بطوريكه ارامنهاى كه از تركيه براى خريد ابريشم به اين شهر مىآيند معمولا در فاصله يك روز راه توقف مىكنند و نمايندگانى از طرف خود براى خريد ابريشم به اين شهر اعزام مىدارند . روسها تا بيست كيلومترى اين شهر را زير كشت آوردهاند .
منظرهء اين شهر به كوههائى كه در افق آن به چشم مىخورد محدود مىشود .
رشت از نظر گملين
Gmelin
گملين در سال 1184 هجرى ( 1772 ) رشت را ديده و در بارهء آن چنين نوشته است :
در حدود بيش از پنجاه سال است كه رشت مركز حكومت گيلان و محل اقامت خان اين منطقه مىباشد . اين شهر در وسط جنگلى كه قسمت اعظم آن امروزه زير كشت قرار دارد بنا شده است . خانههاى رشت نزديك هم و در اطراف نقاط اصلى شهر واقع شده است و ديگر خانهها