اين املاك در سالهاى اخير به طور مشروط به تملك ساكنين آنجا در آمد و چون شاه از تغيير وضعى كه پيش آمده بود هيچ نوع ناراحتى احساس نكرد خسرو خان را معزول و دو نفر از فرزندان خود را براى حكومت گيلان در نظر گرفت و آنها را با مادرشان به گيلان فرستاد . محمد رضا ميرزا حاكم و برادرش على قلى ميرزا نايب الحكومه و معاون او گرديد . در سال 1246 هجرى ( 31 - 1830 ) يحيى ميرزا به عنوان حاكم به رشت فرستاده شد .
منوچهر خان وزير طاعون سال 1830
حاجى آقا بزرگ منجم باشى وزير در 25 ربيع الاول سال 1246 هجرى ( 1830 ) معزول گرديد و منوچهر خان معتمد الدوله جانشين او شد . فتحعليشاه دستور داد تا راه قزوين - رشت مرمت شود .
در حدود سال 31 - 1830 طاعون در گيلان شيوع يافت و طى چند هفته نصف جمعيت رشت كه بالغ بر چهل هزار نفر مىشدند هلاك شدند و بقيه به هر طرف كه پيش آمد گريختند . در مدت كوتاهى جز تعدادى از اجساد مردگان در رشت چيزى نماند و اين شهر به صورت شهرى مرده در آمد .
ديگر كسى در آنجا ديده نمىشد . آنهائى كه دچار طاعون بودند تنها مىماندند و خويشان و دوستانشان آنها را رها مىكردند و بالاخره در اثر فقدان وسيله از ميان مىرفتند . هنگاميكه ساكنين رشت نزد آنها بازگشتند اين بيمارى دامنگيرشان شد و به اين ترتيب جمعيت رشت به هشت هزار نفر تقليل يافت .
اين عده مردهها را در هر خانه يا هر جا كه مىيافتند دفن مىكردند .
پول صاحبان تازهاى پيدا كرد . بعضى كه ثروتمند بودند گرفتار فقر شدند .
ثروت و تجملات و اثاثه آنها را همسايگانشان برداشتند و بعضى كه اقوام ثروتمندى